را تا قيامت مجروح خواهد داشت . آخر من چه خاك بر سر خود كنم ؟ از كدامين محسنات دارندهء اين ملك مبارك سخن گويم ؟ چرا در چند بندر آن خاك پاك چند كشتى از دولت ما با بيرقهاى شير و خورشيد كه نمايندهء سطوت و هستى دولت و ملت است نباشد ؟ هرگاه اولياى دولت ما مخارج سه سفر سياحت فرنگستان را به آبادى آن ملك صرف مىكردند ، امروز به همان اندازه خزانهء دولت از منفعت آن آبادى بهرهمند مىشد و محتاج آن نبود كه براى مخارج لازمهء مملكت به تاخت و تاز رعيت قيام نمايد . همهجا خاك وطن به زبان حال فرياد مىزند كه : اى ايرانيان و اى فرزندان ناخلف من ! از من غفلت نكنيد كه من در دل خود گنجهاى بيكران براى شما آماده داشتهام . سعى و همت كنيد ، از من فيض ببريد . اما فرياد او به گوش احدى نمىرود .
« وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ ! »
گفتم : « پس معلوم مىشود شما از مردم مملكت ، يعنى از هموطنان خود ، رنجيدهايد ، چنانكه از وضع صحبت و سياحتنامهء شما هم دريافت مىشود . ولى من به شما نصيحت مىكنم كه اين خوليا را از دل به در كن ، به غصه خوردن جوانى ابراهيم نام ، كه خيال خود را به هواى اصلاح وضع وطن پريشان كند و به سبب عدم انتظام كارهاى وطن دائما خود را اندوهگين بدارد ، ثمرى حاصل نتواند شد ؛ شدنى مىشود و غصه به تو مىماند .
حضرت امير المؤمنين على بن ابى طالب - عليه السلام - مىفرمايد : « الجزع عند البلا ياتما المحنة . »
در بليت جزع مكن كه جزع * پاى تا سر دلت كند رنجور
هيچ رنجى تمامتر زان نيست * كز ثواب خداى مانى دور
من مىترسم - خدا نكرده - از اين پريشانى خيال به وجود و صحت تو صدمه برسد .
اين حالت تو مثل آن است كه به حيات خود قصد كرده باشى . اين هم از گناهان بزرگ است و در عقبا موجب سخط خداوندى است . هرگاه خود رحم ندارى بدان پيرهزن مادرت ببخشاى كه امروز در صفحهء گيتى به جز از تو كسى را ندارد ، حياتش بسته به حيات شما است . چيزهايى كه در اين سياحتنامه نوشته و از آن آزرده خاطر هستى مطلب پنهانى نيست . همهكس هر روز مىبينند و بدان وضع الفت گرفتهاند و در انظار هم بس كه آفتابى است ديگر اهميتى ندارد . اما با وجود اين ، جاى هزار گونه افسوس است .
ولى چه بايد كرد ؟ اگر به مرگ من و تو اين نواقص اصلاح مىشود برخيز اول من ، بعد تو ، خودمان را بكشيم ! در صورتى كه چارهء اين دردها از من تو و ساخته نمىشود ، پس بايد بسوزيم و بسازيم ، تا خداى خود فرجى عطا فرمايد ، بزرگان ملت و اولياى دولت را متنبه سازد . »