تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
همچنان از جناب حكيم روشن ضمير مؤلف كتاب احمد نيز در نهايت فروتنى پوزش خواهم كه به سبب اين بلاى تعصب در حق آن جناب هم گمان بد برده بودم . اكنون نكات گفتار حكيمانهء آن مرد بزرگوار را تا يك درجه مىفهمم و تصديق مىكنم كه اصل اين آتش در جان او بوده است - « هركه اين آتش ندارد نيست باد ! » - اما با اين‌همه پريشانى معلوم نيست كه جمعيت دل‌هاى رميده چگونه حاصل تواند شد ، مگر خداى خود طبيب حاذقى برساند . در صورتى كه در ميان وزراى مملكت اتحاد نباشد ، فكر بعضى از ايشان صرف برانداختن بنيان برخى ديگر گردد و همچنان خيال و تدابير بعضى نيز منحصرا به مدافعهء خودشان مصروف شود ؛ ديگر در ميان اين كشاكش و جزر و مد ، خيال ايشان به كدامين وسيله تمشيت مهام امور سلطنت و انتظام حال مملكت و رفاه و آسايش رعيت صورت خواهد گرفت ؟ در جايى كه سخاوت و خست ميزان محسنات و ذمائم حال وزرا باشد ، از آن ملك چه اميد ترقى توان داشت ؟ زيرا كه اين هر دو خوى را مدخليتى در امر وظيفه و تكاليف وزرا نيست . وزير را بايد به علم و آگاهى و كارگذارى و درستكارى ستايش كرد و نيايش نمود ، نه به سخاوت جعلى . همچنان ديگرى را به خيانتكارى و بدرفتارى بايد نكوهش كرد نه به خست طبع ، چه نيك و بد اين هر دو حال به شخص ايشان عايد است نه به وظيفه و تكاليف ايشان . آرى ، شخص وزير بايد به حفظ شئون مأموريت خود پرداخته ، چند نفر نوكر و خدم داشته باشد و در مواقع مقتضيه مجالس مهمانى بسيار باشكوه ترتيب بدهد . دولت نيز بايد براى وزير چندان مواجب معين كند كه مخارج لازمهء آن را كفايت نمايد . وزير هم بايد به همين يكى شاكر باشد . هرگاه وزير بدين يكى قانع نباشد ، البته آن‌چه را كه به اسراف خرج مىكند يا بايد به اجحاف از رعيت و زيردستان بگيرد يا به خزانهء دولت دست‌اندازى كند كه نتيجهء آن هر دو حال نيز وخيم است . وزرايى كه به كرورها حقوق دولت و ملت را ، به غرور اقبال دو روزه ، بىباكانه به اجانب فروخته در عوض به بذل دينار مىخواهند خودشان را در انظار عوام نيك‌مرد به قلم بدهند بر خود ستم مىكنند ؛ چه هرگاه زمان چند روزى به ايشان امان بدهد باز در انجام كار به كيفر كردار خودشان گرفتار خواهند گرديد . گيرم كه هيچ‌يك از اين‌ها نباشد ، زبان تاريخ‌نگاران را بستن و قلم آنان را شكستن كه ممكن نيست . اين يكى براى وزيرى موجب بلندى قدر و نيكنامى نمىشود كه براى يك قصيدهء شاعر تنبل و چاپلوس مهمل كه ريشخندش كرده ، صد تومان يا بيشتر صله بدهد و او را به ريشخند كردن سايرين دلير كند . وزير دانشمند كارآگاه آن است كه همچنان شاعر را به