ايمپراتور مىگويد : « واقعا حق داريد اما نااميد مباش . خداى به اصلاح اين حال قادر است . عجالتا بيست ذرع به من بده ! »
صاحب مكازه داده پولش را مىگيرد . ايمپراتور نيز فرداى آن در روزنامهها به امضاى خود اعلانى انتشار مىدهد كه در فلان مكازه ماهوت بسيار خوب بومى هست . من خود گرفته يك دست لباس درست كرده پوشيدم ، خيلى پاكيزه و نيكوست ، سايرين مختارند .
ولى بعد از اين اعلان بايد ديد كه كدامين يك از وزرا و امرا و بزرگان مملكت جسارت آن را دارند كه از ماهوت خارجه لباس بپوشند . لهذا از شش جهت و چهار جانب مردم بدان مكازه ريخته در ظرف اندكزمانى هرچه موجود بود به فروش رفت و بعد از آنهم چندان رواج گرفت كه كارخانههاى متعدد ساخت و تا امروز از ميامن همان يك اعلان چهل و پنج كارخانهء ماهوتبافى در آن سرزمين ساخته شد كه همه كار مىكنند و منفعت مىبرند . اين تفاوت لالهمردنگى شاهنشان و ساير اسباب بلورين شما !
بارى ، از مطلب دور مانديم . ايرانيان ، به اتفاق دانشمندان هر ملت ، داراى استعداد فطرى و هوشيار و قابل هرگونه ترقى و تمدن هستند . و در صورتى كه تربيت و تعليم شوند به وطن خودشان خدمات نمايان توانند نمود . براى اثبات اين مدعا دلايل واضحه توان آورد . نخست با همهء دورى از علوم و فنون متداوله ، پارهاى معمولات ايران را كه نتايج فكر و خيال خود ايرانيان و اثر چيرهدستى خود ايشان است در ميان مىبينيم كه موجب حيرت و مزيد استحسان دوست و بيگانه است . هرگاه اين ملت نجيب ذات خودشان را به صفات علوم و فنون جديده نيز آرايش بدهند ، هر آينه يكى از اقوام متمدنهء باهوش و هنر روى زمين خواهند بود . همچنين است در تحصيل علوم . جمعى از نجبازادگان ايران را مىدانيم كه به مدارس متعددهء روس و فرانسه و انگليس براى تحصيل داخل شده با همهء شدايد غربت و بيگانگى در امر تحصيل گوى سبقت از بوميان ربودهاند . ولى با اينهمه استعداد مادرزاد ، مطالعهكنندگان خواهند پرسيد كه چرا ايرانيان در همهچيز از سايرين عقب ماندهاند . سبب آن معلوم است از نبودن مربى ، از نبودن تربيت كننده . چنانكه معلوم است در دستگاه حكومت ايران از يك عصر به اين طرف علم و هنر ابدا طرف اعتنا نيست . شخص براى رسيدن به مراتب بلند يا بايد به يك طرف بسيار قوى انتساب داشته باشد ، يا صاحب پول زياد . هرگاه از اين دو وسيله بىبهره باشد ، اگر در علم و هنر و كاردانى آصف زمان خود باشد ، كسى به شأنش اعتنا نمىكند .
شق ثالثى هم براى رسيدن به مراتب عاليه هست ولى از ذكر آن استحيا نموده درگذشتم .
در صورتى كه شخص از اين وسايل ثلاثه يكى را نداشته باشد بايد چون گرفتاران امراض
سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 218
مساهمون: حاجى زين العابدين مراغه اى
ص٢١٨