مسريه در خانهء خود نشسته در به روى خويشتن بربندد . چه [ از ] فضل و شهرت پدر البته حصهاى مىرسد همان كافى است . در جايى كه شمشير سپهسالارى را به كمر پسر چهارده ساله ببندند و بدان نام بلندش خوانند ، ديگر از آن ملك چه ترقى طمع و توقع توان داشت ؟ از چهارده سالگى با وجود استعداد فطرى تا مقام وزارت جنگ چهل سال راه است كه چندين عقبات صعب المرور هم در مقابل دارد . از جمله شخص اول بايد در يكى از مكاتب حربيهء مشهور تحصيل كرده شهادتنامهء آنجا را در درجهء نخستين بگيرد . بعد از آن ، از نيابت اول افواج نظاميه گرفته به تدريج و اداى حسن خدمت ، قطع مراتب كرده به سرهنگى ، سرتيپى ، ميرپنجگى و اميرتومانى رسيده آن وقت كه در صداقت به دولت و ملت و كارآگاهى و شجاعت بر همگنان فزونى گرفت ، بلكه بدان مقام بلند نيز ارتقا جويد و بالاستحقاق داراى آن عنوان محترم گردد . اگر توجيه مناصب از اينرو بودى ، هر آينه مردم به اميد رسيدن به مقامات بلند دولتى پى تحصيل علوم و فنون مىرفتند كه استحقاق خدمات دولتى را داشته باشند ، آن وقت تمامى كارها نيز مرتب و به قاعده مىشد . دولت قوت و مكنت حاصل مىنمود . ملت نيز به افتخار و سربلندى زيست مىكرد . مملكت هم آباد مىگشت . از پريشانى و خوارى امروزه هم نشانى در ميان ديده نمىشد . هرگاه از كمر وزير جنگ امروزه - كه بزرگترين هنرش خوردن مواجب و مرسومى زيردستان و كاستن مقدار افواج و بريدن از مخارج لباس و خوراك و مهمات لشكرى است - آن شمشير [ را ] باز كرده لباس نظامى را از تنش بركنند ، هيچ فضيلت و هنر ذاتى با او باقى نمىماند . چه ، هرچه دارد عارضى است . به يك حرفى داراى آنها شده بود ، به يك حرفى نيز از آن عارى مىشود . تاريخ امثال صاحبان اين جور مناصب عاليه را كه بدون استحقاق به مقامات بلند رسيدهاند خود نشان مىدهد .
سرگذشت آل برمك خود در نظر همه است . با اينكه جعفر برمكى در مدت حيات بلند خود قريب به سى ميليون طلا از خزانهء مملكت بذل كرده بود ، در يك روز كه ميل پادشاه وقت از او برگشت ، سى شاهى پول سياه نفت و بوريا گرفته او را با آن آتش زده خرمن حيات خود و بستگانش را به باد دادند . مدتها اولاد و عيالش گرسنه و آواره ماندند .
آنچنان عطاى بىموقع را اينچنين جزاى سخت تعاقب نمود كه هر دو خارج از قاعده و قانون بود . عجيبتر اينكه اكنون در ايران مىخواهند هر وزيرى را مدح و ستايش كنند مىگويند در سخاوت ثانى حاتم است . بالعكس اگر بخواهند يك وزيرى را نام به نكوهش برند مىگويند آدم خوبى است و لكن قدرى خست دارد ، حيف كه امساك نام بلند اين مرد را پست نموده است . حالا محسنات اولى آن است كه به زور و ناحق از مردم
سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 219
مساهمون: حاجى زين العابدين مراغه اى
ص٢١٩