تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
قيامت است . فورا خواهى ديد كه هزار نفر از طلاب و سادات شهر از گوشه و كنار به سر فراش ريخته چندانش مىزنند كه بميرد و احدى هم نمىتواند از او حمايت كند . گفتم : « حضرات علما چرا مانع فضاحت اين طايفه نمىشوند ، اين كار خلاف شرع را منع نمىكنند ؟ به چه سبب اين اشرار را از ارتكاب به امثال اين كردار ناشايست و فعل حرام باز نمىدارند ؟ حال آن‌كه خدا و رسول خدا از اين عمل خلاف شرع اينان بيزار است كه بدين پايه حركات شريرانه باز در نهايت بىشرمى خودشان را به پيغمبر خدا نسبت مىدهند و مىگويند كه ما سيد و اولاد پيغمبريم .
شير را بچه همى ماند به دو * تو به پيغمبر چه مىمانى ؟ بگو !
از خصايل پيغمبر و اولاد پاك آن شافع روز حشر كدامين نشانه در اخلاق و بشرهء اين جماعت طرار و شياد هست ؟ » چاپار گفت : « بندهء خدا ! از همين حضرات علما كه مىگويى ، خود سبب جسارت اين طايفه‌اند . پهلوى اينان از طرف ايشان محكم است . اين تيشهء جور را خود حضرات به دست ايشان داده‌اند . اينان نيز فراش و سرباز و توپچى حضرات علما هستند . اينان را از هرگونه مؤاخذات مصون مىدارند تا هنگام ضرورت به كار آيند . مگر دو هفته پيش از اين در تبريز نديدى چه هنگامه‌اى اينان برپا كردند ؟ تنها به يك تحريك سرانگشت و ايماى خم ابروى ايشان در ظرف يك ساعت ، خانهء حاكم را چگونه غارت نمودند و عمارت آن را از بنياد بركندند ، حتى سنگفرش‌هاى خانه [ و ] باغچه را نيز بردند ؟ اينان در امثال اين كارها براى آقايان لازم‌اند ؛ اين است كه در تاخت و تاز به مردم « فعال مايريد » شده‌اند و به هرچه رأيشان علاقه گرفت در كمال آزادى و بىپروايى اقدام كرده از پيش مىبرند . » بارى ، ديدم همه سخنان حق است كه اين مرد مىگويد . با خود گفتم « چه توان كرد ؟ بايد سوخت و ساخت ! » به هر نحوى كه بود ما از اين عقبه هم گذشتيم ؛ اما التماس دارم كه مطالعه‌كنندگان اين سياحتنامه تنها به خواندن اين تفصيل نگذرند ، درست فكر نمايند كه در اين مملكت چه خبر است ، هرج‌ومرج تا به چه پايه بالا رفته ، حقوق ملت تا چه درجه پايمال است ، غفلت و عدم اقتدار حكومت به كجا رسيده ، علماى امت - كه حافظان شريعت‌اند - از جادهء استقامت تا چه مسافت دور افتاده‌اند . راست فرموده‌اند : « اذا فسد العالم فسد العالم » در حالتى كه حضرات علما بايد اين زمرهء اوباشان و اجامر را كه - نام سيادت بر خودشان بسته و بدان وسيله از كيفر هر كردار ناصواب و خلاف شرع رسته‌اند - تنبيه