تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
مزاج‌گويى ديگران امر بر خودشان هم مشتبه شده مانند ديوانيان به جلو خودشان فراش آرديلى [ آردلى ] انداخته در خانه‌هايشان چوب و فلك نگاه مىدارند . بگير و ببندى دارند . معلوم است كه اين وضع برازندهء حال تجارت نيست . امر تجارت با اين‌گونه كرّ و فرّ از پيش نمىرود . چندى است كه در ميان مردم همهمه‌اى هست كه گويا به كار يكى از آنان سكته وارد آمده است . حالا محض شايع شدن اين خبر ، كسانى كه دو روز پيش كرنش‌اش مىكردند امروز جواب سلامش را رد نمىكنند . مهمانى يك ملاى بزرگى اقلا پنجاه تومان خرج دارد ، هر تاجرى كه از خود و يا ديگرى ده هزار تومان در دستگاهش ديد ، مطلق چهار هزار تومان آن را خرج ساختن عمارتى براى خود خواهد كرد . با اين حال ، از تجارت آنان چه اميد ترقى توان داشت ؟ حالا عادت تازه‌اى هم پيش گرفته‌اند ، هركدام از ايشان كه چند تومانى در چنگ خود ديد املاك مىخرد ، دهكده مىگيرد . اين يكى ديد كه آن ديگر دو پارچه خريد ، خود را محض رقابت او به هزار آتش مىزند تا آن هم صاحب دهكده‌اى بشود . وضع اين مملكت و طبايع اهالى آن را در امثال اين رقابت‌هاى بىمعنى ، به هيچ مملكتى قياس نمىتوان نمود . هنگامه است ! » گفتم : « خيلى خوب ! در صورتى كه ثروت هم دارند چرا با شراكت همديگر يك فابريك كرباس‌بافى در وطن خودشان احداث نمىكنند كه مردگانشان را بدان كفن كنند ؟ يا فابريك چيت‌سازى بياورند ، يا شمع كافورى و يا ماشين قندسازى درست نمايند كه بيشتر از ده قريه و امثال آن فايده ببرند ؟ چرا اين‌همه رشته‌هاى منافع را گذاشته به رقابت همديگر مشق احتكار مىكنند ، كه خون فقراى ملت را به شيشه گرفته و از آن راه به كسب ثروت و سامان پردازند ؟ اينان كه شما به نام تاجر ياد مىكنيد و من هم معاملات تجارتى ايشان را تا يك درجه ديدم ، تاجر نيستند مزدوران فرنگان‌اند و بلكه دشمنان وطن خودشان هستند . زيرا كه همه‌ساله ، به دامن ، نقود مملكت را بار كرده به ممالك خارجه مىريزند و در مقابل امتعهء قلب و ناپايدار فرنگستان را به هزار گونه زحمت و مشقت بر خودشان حمل كرده به وطن نقل مىدهند . اگر حسابى در ميان باشد ، در پايان سال معلوم مىشود كه كرورها پول وطن را - كه مايهء تعيش دائمى هموطنان است - اين بىمروتان به دست‌هاى خودشان برده در خارجه به هزار مداهنه و چاپلوسى به دامن اجانب مىريزند . و در عوض گياه بيابان‌ها را به جاى منسوجات حريريه خريده به خورد هموطنان بىعلم و بىخبر مىدهند ، كه يك سال ديگر آثارى از آن همه امتعهء ابتياعى ايشان در ميان نيست . » گفت : « در ايران كيست كه بدين نكات مقدس وطن‌پرستى ملتفت شود ؟ اتفاق و اتحاد