تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
بعد معلومم شد كه اينان به گمان اين‌كه ما تاجريم و از تبريز كاغذ براى فروش آورده‌ايم ، ايشان هم به كاغذ احتياج داشته‌اند . به‌هرحال ، در مطبعه را باز كردند رفتيم به توى آن . ديدم در يك سمت خيلى كتاب‌هاى جلد شده و در گوشه‌اى هم كتب بىجلد چيده شده است . ارامنه را گمان نبود كه مسلمانى زبان انگليسى مىداند . لهذا من از كتاب‌ها برداشته به تجاهل نگاه كرده از كج و راست به اين طرف و آن طرف برمىگردانيدم . ديدم همهء كتاب‌هاى پروتستانى است كه رديّه به ساير اديان نوشته‌اند ، خصوصا براى مذهب پاك اسلام كه به عقول نارساى خودشان گويا به كلام الله تفسير نوشته و بعضى از كتب اسلاميه را ترجمه كرده‌اند . واضح است كه مقصودشان اضلال مردم است . هرچند كه اسلاميان را از فضل خداوندى بدين اقدامات بىمعنى پاى ثبات از جادهء شريعت مطهره نمىلغزد ؛ ولى نمىدانم دولت ايران چرا اين بدفطرتان را كه مايهء هزار گونه فساد و شرارت‌اند ، به ملك خود راه داده و بدين آزادى به جهلاى مملكت ، از مسلم و نصارا ، مسلط داشته است كه از آمريك و انگلستان بدين‌جا ريخته ريشهء فساد را در مزرعهء قلوب عوام الناس محكم كنند و در خاك ممالك اسلاميه نشسته بر ضد مذهب پاك اسلام كتاب‌ها بنويسند . اين درد بالاى ساير دردهاى بىدرمان من نشست . چشم‌هايم خيرگى گرفت . گفتم كه : « تا حال نيامدند ، ما نيز كار داريم ، وقت ديگر مىآييم . » در اين اثنا همان ارمنى پيش آمده به گوش من گفت كه : « يك هفته است باسمه خانه معطل است ، كاغذ ندارند ، هشيار باش و ارزان مفروش ! اما بايد در پاداش اين خدمت پس از سرگرفتن معامله يك تومان به من بدهى . » گفتم : « ممنون شدم . خيلى خوب ، مىدهم . » از آن‌جا برگشته آمديم به منزل . در آن اثنا ، ديدم دالاندار خنده‌كنان پيش آمد و گفت : « آقا آفرين بر شما ! چه زود پيدا كرديد . » گفتم : « چه چيز را زود پيدا كرديم ؟ » گفت : « مگر من نديدم كه به بهانهء خريدن جوراب يك ساعت در دكان كربلايى محمد قاسم جوراب‌فروش نشسته محو تماشاى جمال غلامعلى بيگ بوديد . عيبى ندارد آقا ! ما هم اهل بخيه‌ايم . » ديدم بدين مردكهء احمق هرچه بگويم بىجاست . دم در كشيدم . با خود مىگفتم « عجب عالمى است ! مردمان اين مملكت همه ديوانه‌اند . به هر كجا مىروى صحبت اين جوان ساده است ، پير و جوان را فكر و خيال با او مشغول . همه از دنيا و مافيها بىخبرند .