تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
رزاياى وارده بر آل اطهار نبى مختار - صلوات الله عليه - ترزبان‌اند كه خيلى به قاعده و مستحسن است ؛ اما يازده ماه ديگر را ابواب همهء آن‌ها بسته و گرد و غبار تا زانو نشسته است ، كه اين يكى در حقيقت موجب هزار گونه تأسف است . يكى مىگويد سبب اين وضع ناگوار علماى مملكت است . ديگرى به گردن حاكم ولايت بار مىكند . جمعى ديگر مىگويند « بابا ، اين همه تقصير ملت است ! علما و حاكم آنان را به جبر داخل مسجد كه نتوانند نمود . خودشان بايد از اسلام و صاحب مسجد حيا كنند ، نمازى را كه در خانه هر كدام منفردا مىخوانند در مسجد گرد آمده به جماعت بخوانند و ثواب جماعت را دريابند . » حالا كيست كه اين تقصير را به گردن ايشان ثابت كند ؟ من مىگويم هر سه گروه مقصرند . به جهت اين‌كه هر سه از وظيفه و تكاليف خويشتن بىخبرند و از مزاياى حفظ حقوق و حب وطن و حقوق بشريه غافل . نه طبقهء جليلهء علما وطن خودشان را محترم مىشمارند ، نه حكام رعيت را گرامى مىدارند ، نه رعايا اطاعت اوامر حكومت را لازم مىپندارند . با اين حال ، معلوم است كه اصلاح وضع ممكن نتواند شد . بارى ، در اين ولايت از ابنيه و آثار عاليه چيزى كه قابل نقل باشد نيست مگر مختصر آثارى از زمان هلاكو و غيره كه آن‌ها نيز از عدم اعتناى صاحب ملك از هم ريخته است و امروز به جز توده‌اى خاك چيزى از آن‌ها باقى نيست . به تصديق عمومى ، شهر مراغه نخستين شهر حاصلخيز مملكت آذربايجان است . اطراف اين مملكت از چهار جانب تا دو سه فرسنگ مسافت ، باغ است . انواع انگور و ميوه‌هاى سردرختى دارد . همه‌ساله مبالغ گزاف خشكبار از آن‌جا به خارج مىرود . تجارت عمدهء مملكت منحصر بر آن است ؛ ولى افسوس كه اهالى تاكنون ، در پرورش باغات و گرفتن محصول و تزييد حاصلات ، قدمى راه ترقى نپيموده‌اند . به هر نحو كه از نياكان خودشان ديده‌اند همان است ؛ از فن زراعت و حراثت به كلى بىخبرند . در اين اواخر چند نفر از ارامنهء بومى و روس بدين معنى ، يعنى به غفلت اهالى اين ملك ، پى برده هر كدام با اندك سرمايه‌اى بدان‌جا آمدند و در ظرف اندك مدتى از معاملات خشكبار صاحب كرور شده‌اند و صاحبان املاك مملكت مزدور ايشان . بدتر از همهء اين غفلت‌ها ، شيوع درد بىدرمان ترياك‌كشى در ميان اهالى آن سامان است كه جمعى از هر طبقه بدان ناخوشى صعب العلاج مبتلا شده‌اند . بعض بىغيرتان ديگر نيز محض رهايى يافتن از قيد نماز و روزه و تكاليف حج و زكات ، دين حنيف اسلام را به يك سو گذاشته از مذهب « باب » - كه سامرى عهد اسلام و عبارت از شرك محض و گوساله‌پرستى است - پيروى كرده دنيا و آخرت خودشان را باخته‌اند . به اعتقاد من ، سبب اصلى