گفتم : « كرايه چند مىدهى ؟ »
گفت : « هيچ ! »
گفتم : « آيا خداى راضى است كه تو بىكرايه ، خربزه در اينجاى پاك انبار كرده بفروشى ؟ »
گفت : « چه بدانم ؟ »
گفتم : « عمو ! از خدا نمىترسيد جايى را كه خدا براى خود عبادتخانه قرار داده است و احترام آنجاى بر همهكس واجب است ، هر مسلمانى بايد به شرايط مخصوصه بدانجا داخل شده به همانطور خارج بشود ، شما انبار خربزه قرار مىدهيد ؟ اين عمل تو هتك حرمت مسجد و مذهب و شريعت است . آيا هيچ ديده و شنيدهاى كه نصارا در كليسياى خودشان خربزه بفروشند ؟ هيچ از خدا و پيغمبر خدا شرم نمىكنى ؟ مسلمانى اينجا را ساخته است كه ساير اسلاميان در اينجا جمع شوند و نام خدا را به يگانگى ذكر نموده نماز بخوانند و عبادت كنند ، علماى اسلام در اينجا به مردم وعظ و نصيحت نمايند و آنان را مسائل ضروريهء شرعيه بياموزند و براى اموات مسلمين از خداى مغفرت طلبند و دعا كنند كه خداى شكوه اسلام را روزافزون و پادشاه اسلام را بر دشمنان دين مظفر و منصور فرمايد و اسلاميان را در اعلاء كلمة الله متحد و متفق سازد ، شقاق و نفاق را از ميانشان بردارد . مگر در شهر شما عالم نيست يا علماى اين شهر از خدا نمىترسند ؟ چرا به منع اين حالات ناگوار كه سبب هتك حرمت اسلام و خلاف آيين مسلمانى است قيام نمىنمايند ؟ روز رستخيز و هنگام پرسش به خداى چه جواب خواهند داد ؟ خدايا اين دردهاى بىدرمان را از كجا دوا جويم ؟ نمىدانم در كيفر كدامين گناه بزرگ بدين تيرهروزى گرفتار شدم كه در هر قدم دردى تازه به استقبالم مىشتابد .
اين چهطور مسلمانى است ؟ « آه اگر از پى امروز بود فردايى ! »
پيرمرد جاهل از اين داد و فرياد من بر خود خشكيده براى عذرخواهى اين خطا و تسليت خاطر من گفت : « آقا هميشه كه اينطور نيست ، در ظرف سال تنها يكى دو ماه بدينجا خربزه مىگذاريم . »
بارى ، از قرارى كه شنيدم در اين شهر زياده بر يكصد باب مساجد و تكايا هست .
اينها به جز از ماه محرم - كه ايام تعزيهدارى حضرت سيد الشهدا ، عليه السلام ، است - باز نيست . رونق اينها منحصر به ماه محرم است كه در هر يك از آنها به شكوه هرچه تمامتر آيين عزادارى و سوگوارى برپاست . همهجا اطعام فقرا و مساكين هست . در منابر شب و روز علماى اعلام و ذاكرين مصائب امام - عليه السلام - به مواعظ حسنه و ذكر
سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 167
مساهمون: حاجى زين العابدين مراغه اى
ص١٦٧