تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
گوهر كونين قيمت نيرو و روشنايى افزود و به سعادت بىپايان نايل گشتيم . شكر خداى را كه گاهى امثال اين سعادات - كه موجب تسليت خاطر شكسته است - روى مىدهد كه دل رميده را چندى آرام مىدارد . پس از اتمام زيارت ، انعامى به خدام داده برگشتيم منزل . فرداى آن به تماشاى « نارين قلعه » رفتيم . اين قلعه بسيار محكم است . هرچه تعريف كنم به جايى نخواهد رسيد . در دم دروازهء قلعه پيرمردى ايستاده بود ؛ گويا توپچى و قراول است ، شمشيرى در دست به ديوارى تكيه داشت . قلعه دو خندق مارپيچ دارد كه در روى هر يك پلى براى آمد و شد مردم بسته‌اند . از پل‌ها گذشتيم . قلعه بسيار وسيع و عمارات حاكم‌نشين در توى قلعه است . مسجد عالى و حمامى دارد . ده دوازده عراده توپ در جاهاى مختلف ديديم كه يادگار زمان‌هاى قديم بودند . امروز از آن‌ها كارى ساخته نمىشود . مىتوان گفت كه از قيمت فلزى آن‌ها نيز كاسته است . در جنب توپخانه بعضى حجرات خالى ديديم . گويا سربازخانه است ولى سربازى ديده نشد . محض اطلاع از درون آن‌ها ، خواستيم به يكى داخل شويم كه بوى تعفن مغزم را تكان داد ، ديدم كه همه آن‌جور و پر است . دستمال را به دماغ گرفته برگشتيم و از آن‌جا بالاى برج رفته روى به طرف « قم » معطوف داشته فرياد زدم : « اى شهريار غيرتمند ، شاه عباس ، و اى نايب السلطنه عباس ميرزا كجاييد ؟ سر از خاك تيره برداريد ! ببينيد كه اين اخلاف ناخلف ودايع شما را چگونه نگاه داشته‌اند ! شما اين قلاع محكم و حصارهاى وسيع را براى محافظت وطن و مدافعهء دشمن با هزاران زحمات ساخته و پرداخته‌ايد ، اكنون در نقاط عاليهء آن نشسته براى خراب كردن وطن و غارت نمودن و كشتن ابناى وطن حكم‌هاى ناحق مىرانند و جاهاى پايين آن را - كه مجاهدين اسلام را قرارگاه بود - بىشرمانه جاى زباله و كثافت نموده‌اند . كجايى اى شهريار شيرين‌كار و اى پادشاه غيرتمند دين‌دار ؟ اى آبروى خاندان صفوى ، شاه دلاور عباس ، و اى نايب السلطنه عباس ميرزا ، اى آقا ! چه شتاب نمودى در رفتن و چه زود مرگ بىمروت بر تو تاختن كرد ؟ چه بودى كه سى چهل سال پادشاهى ميسر گشتى تا گم‌كرده‌هاى خود را كه به سبب بىهنرى ديگران بود ، دريابى و ايران را دوباره زنده كنى ؟ اى آقا ! غيرتمندان حق‌شناس ايران تو را فراموش نكرده‌اند و نخواهند كرد . تو بودى كه تمامى عمر خود را در سر زين به سر بردى ، ولى بعد از تو احدى از مقاصد مقدسهء تو پيروى نكرد . غيرت و حميت و حب وطن با تو به خاك رفت . از فوت تو كمر ايران چو دل ايرانيان شكست . وطن و ما هر دو بدبخت شديم . تنها بعد از تو