مسجد جامع مرحوم ميرزا حسين خان مشير الدوله كه از ابنيهء جسيميهء تازه است ! »
رفتيم . اين مسجد را مشير الدوله ، سفير اسبق ايران مقيم اسلامبول - كه به سپهسالارى و صدارت ايران هم رسيد - از روى نقشهء يكى از جوامع شريفهء اسلامبول بنا نهاده ، در جنب آن مدرسهء باشكوهى نيز ساخته است . خدايش رحمت فرماياد ! شنيدم سه پارچه قريهء بسيار بزرگ و حاصلخيز هم خريده ، وقف اين مسجد و مدرسهء عالى كرده است . براى امر توليت و محافظت آن نيز قرارنامهاى در نهايت مضبوطى و به قاعده - كه از آنچنان شخص با تدبيرى سزاوار است - نوشته ولى افسوس كه عمر آن مرد بزرگ غيرتمند به انجام آن بناى خير و اجراى ساير مقاصد سودمندش وفا نكرد و همه ناتمام ماند . از قرارى كه به كمال تأسف شنيدم امروز نه از قرارنامهء آن اثرى و نه از موقوفاتش در ميان خبرى هست . از بلاى بىقانونى اساس آن معبد مقدس هنوز تمام نشده بر هم خورده است . قدرى از جوانب اربعهء آن تماشا كرديم .
بعد به رفقا گفتم كه « بنشينيد هركس يك سورهاى از قرآن مجيد خوانده ، ثواب آن را به روح پرفتوح بانى اين مسجد هديه كنيم . واقعا خيلى آدم خوب و مرد بزرگى بود . از كارهاى نمايان آن ، يكى هم سفارتخانهء بسيار عالىاى است كه در اسلامبول به نام دولت ايران بنا نهاده ، در حقيقت مايهء سربلندى دولت و ملت ايران در آن پايتخت بزرگ است .
هرگاه آن مرحوم اين بناى معظم را نساخته بود ، تا امروز سفراى ايران در اسلامبول خانه بر دوش بودند . جاى افسوس است كه اجل نگذاشت كه دولت و ملت از وجود آن شخص غيرتمند و كارآگاه چنانكه شايد و بايد سودمند شوند - كه اينهم يكى از علايم بدبختى ايرانيان است .
پس از آن ، به سيد گفتم : « جناب آقا ! دو تن از ايرانيان را در اسلامبول مىدانم - كه اسمشان تا ساليان دراز از لوح خاطر ايرانيان سترده نخواهد شد - يكى را هميشه به رحمت و ديگرى را پيوسته به لعنت ياد مىكنند . از هيچ ايرانى مقيم اسلامبول نشنيدم كه در وقت ياد شدن نام مرحوم ميرزا حسين خان مشير الدوله ، اول به روح او رحمت نفرستد و همچنان هيچكسى را نديدم كه در هنگام ذكر نام ميرزا نجف عليخان ابتدا نام او را به لعنت ياد نكند ، حال آنكه اين هر دو مردهاند . ثمرهء نيكنامى و بدنامى جز اين نخواهد بود - فاعتبرو يا اولو الابصار ! »
سيد پرسيد : « مرحوم ميرزا حسين خان مشير الدوله را مىدانم ، ولى نجف عليخان كيست ؟ او را نمىشناسم ! »
گفتم : « آن هم در زمان سفارت شيخ محسن خان در اسلامبول جنرال قونسل بود . بعد
سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 133
مساهمون: حاجى زين العابدين مراغه اى
ص١٣٣