تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
خائنان ملك و ملت مجال ندادند ، ولى با اين‌همه به جز از يك مورخ بىدين و چاپلوس تاكنون احدى از ايرانيان را نديده‌ام كه نام بلند آن مرد بزرگ را بدون احترام ياد كند و يا روان پاك او را به رحمتى شاد ننمايد . همه‌كس به بلندى خيالات وطن‌پرستانه از او ستايش مىكنند . گذشته از اين‌ها ، از آن‌جايى كه مىگويند « محتسب در بازار است » ، شنيده‌ام هرچه اين ظلمه ، يعنى بقاياى فراعنه و نمارده ، از زيردستان به تعدى مىگيرند زبردستان هم از آنان و اگر از خودشان نشد پس از مرگ از اخلافشان ، به هر وسيله كه دست دهد ، به اضعاف مضاعف مىگيرند . » فرمودند : « راست است . « آنان مظلمه مىبرند ، ديگران زر » . ولى اينان نه در فكر اولاد خود هستند و نه باكى از پرسش روز جزا دارند . چون پيمانه‌كشان بىهوش كه مغزشان از حرارت باده به جوش آيد مستانه مترنم اين مقال‌اند كه :
سعديا دى رفت و فردا همچنان معلوم نيست * در ميان اين و آن فرصت شمار امروز را !
اين بيت رندانه را - كه از زمان طفوليت به ياد دارند - چندان مىخوانند كه عمرشان سپرى مىشود . ما همه‌روزه مىشنويم و در روزنامه‌ها مىخوانيم كه وزير فلان دولت استعفا داد . اين استعفا چند سبب دارد : يا از علت مزاج است كه به تجويز اطبا بايد چندى از كار كنار كشيده به معالجه و استراحت بدن كوشد تا باز پس از اعادهء صحت به فراغت بال بتواند به خدمت وطن كمر بندد يا سبب ديگر پيرى و ناتوانى است كه از آن جهت ، چنان‌چه شايد و بايد ، نتواند به اداى خدمت پردازد . ولى سبب عمدهء استعفا كه بيش‌تر اتفاق مىافتد همانا به ملاحظهء وطن‌پرستى است كه آن وزير تدبيرى در باب منافع وطن و يا در خصوص صلح و جنگ به خاطرش رسيده لايحه‌اى براى اجراى آن تدبير به مجلس شوراى ملتى - « پارلمنت » - مىدهد در صورتى كه خيالات او را صواب نديده لايحهء او را وازدند ، آن وزير هم محض حفظ شرف و اعتبار و ناموس خود - كه از محاذير ملحوظهء آينده برىء الذمه باشد - به رياست و شئون وزارت خود دامن برافشانده مىگذرد . افسوس كه وزراى ما اگر صد سال وزارت كنند و مملكت را به هزار مخاطره بيندازند نه از سوء ادارهء خود خجالت مىكشند ، نه خود را از كار كنار مىنمايند . سبب عمدهء بقا و دوام اين وضع ناگوار بىعلمى است . تاكنون من هرچه داد مىزنم كه بيش از همه چيز براى ما مكتب لازم است ، علم لازم است ، وضع ما اصلاح نپذيرد مگر به همت مردمان بافضل و دانش كه از علوم و فنون متداوله آگاهى داشته باشند ، به