تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
طحال به لحاظ اين‌كه معده بالمره خالى نماند قدرى سودا به معده مىريزد تا سبب اخلال عمل معده نشود ، همچنان خزانهء دولت - كه به مثابهء معدهء مملكت است - هر وقت كه از نقود خالى گردد رعايا و برزگران از سعى و عملشان نقد و جنس را - كه به جاى غذاى آن معده است - از هر سو گرد آورده بدان‌جا مىريزند تا خالى نمانده سبب اختلال مزاج دولت نشود . لهذا براى دولت رعايت حال رعيت بيش از ديگران واجب است . اين است كه بسيارى از سلاطين بزرگ سلف بدين نكتهء باريك - كه نخستين وسيلهء دوام ملك و اقتدار سلطنت است - برخورده همت بلند خودشان را به حمايت رعيت و تهيهء اسباب رفاه حال ايشان مصروف مىداشتند ، اسباب آبادى دهات را از هر قبيل فراهم مىآوردند و دهاتيان و كشت‌كاران را از هرگونه گزند و آسيب مصون و محفوظ مىكردند تا از جاى خود نجنبند و از دل و جان به تزييد زراعت و حراست پردازند . اين يكى هم معلوم است كه هرگاه سودا را در ملك بدن غلبه روى دهد هر آينه سبب ظهور بعض امراض يابسه ، مانند وسوسه ، خوليا [ ماليخوليا ] ، بىخوابى ، خيالات و غيره مىشود ، كه از آن روح ضعيف و بدن تا يك درجه نحيف مىگردد ؛ و گاهى مىشود كه به علاوهء نزاع با همديگر در اداى تكاليف دولتى به حكام نيز سركشى مىكنند . اما از آن‌جايى كه امراض سوداويه خود چندان مهلك نيست ، لهذا از رعيت و دهاقين به دولت و مملكت ضرر بزرگ متصور نيست . به مختصر آب تدبيرى نايرهء داد و فريادشان فرو مىنشيند . در هر حال ، بايد رفاه و آسودگى آنان نيز از درجهء اعتدال بيرون نشود . طبقهء تجار و سوداگران را گفتيم به مثابهء خلط « صفرا » در بدن مملكت هستند . از آن‌جايى كه صفرا موجب اندفاع كثايف و اثقالات ملك بدن از مجراهاى طبيعى به خارج است ، البته وجود آن سبب ازدياد صحت و قوت بدن خواهد شد ، اما در صورت اعتدال . هرگاه در ميزان آن افراط پديد آيد ، هر آينه ، در مصالح كارها و انتظام معاملات خلل وارد مىشود و به سبب افراط در خوراك و پوشاك و تجملات خانگى و ازدياد مخارج كارشان به تزييد حرص و طمع و احتكار و كتم حقوق سايرين كشيده واسطهء توليد حماى فقر و سفالت در ميان هيئت اجتماعيه و سبب ظهور افلاس عمومى اهل مملكت مىشوند . لشكريان را هم به مثابهء « بلغم » در مزاج بدن مملكت ياد نموديم . چنان‌كه افراط و كثرت بلغم موج اختلال صحت بدن است و اعتدال آن سبب بقا و دوام روح