تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
مىسازند ؛ و از طرف ديگر خودشان به تاخت و تاز رعيت ، و تخريب مملكت مىپردازند . به خدا ! خرابى اينان در وطن ، به مراتب بدتر از ويرانىهاست كه از تاخت و تاز چنگيزيان به خاك ايران رسيد . » گفتم : « پس انجام كار اين مملكت ، به كجا منجر خواهد شد ؟ » گفت : « در حقيقت ، هنوز اميد ما به كلى سلب نشده راه اميدى باقى است ، چون اين يكى از امور طبيعيه است كه ذوق و شوق انسانى به هر كار از سى سالگى تا پنجاه است . بعد از آن ، تمامى قوا روى به انحطاط مىگذارد ، پادشاه ما را كه كار از آن‌جا گذشته ولى اميدى كه براى آينده داريم ، همانا به وليعهد دولت است كه اگر به خواست خداوندى زيب اورنگ جهاندارى شد ، كالبد ايران روحى تازه خواهد يافت . زيرا حضرت وليعهد ، كه دين را ظفر از اوست ، داراى چند صفات پسنديده است كه از اسباب حيات ايرانش توان شمرد : اول : اعتقادش پاك و خداترس است و معتقد به حشر و نشر . مىداند كه روز پرسش و محكمهء كبريايى در پيش است كه همه چيز را از او خواهند پرسيد . البته در اين صورت ، راضى نتواند شد كه ديگران ظلم كرده سبب خسران دنيا و آخرت او شوند . دوم : آن كه مسرف و مبذر نيست . مطلق راضى نخواهد شد كه در حرمخانه صد نفر حرم و جوارى باشد . آن وقت ، وزرا نيز از اسراف و تبذير دورى خواهند جست ، زيرا كه فرموده‌اند « الناس على سلوك ملوكهم . » سوم : از وضع حاليهء سلطنت خشنود نيست ، زيرا كه مىداند رعيت ناراضى هستند . اين‌ها همه از اسباب مزيد اميدوارى است . گذشته از اين‌ها ، خود حضرت وليعهد به حسن خلق متخلق است . كبر و غرور به طبيعتش راه نيافته . تجملات بىمعنى را دوست نمىدارد . ساده مىپوشد . همه چيز را ساده مىخواهد . از وضع و حالات وزراى كشور و امراى لشكر هم بىخبر نيست ، حركات بسيارى از آنان را به خوبى سنجيده ، ميزان همه را در دست دارد . اين‌ها تماما از اوصاف و اطوار مخصوص ولايتعهد است كه با حالت شخص سلطنت حاليه به كلى برعكس است . اما آن‌چه در اين مورد مايهء مزيد تأسف است ، اين است : وقتى كه زمام رتق و فتق امور سلطنت به كف كفايت او خواهد رسيد ، هيچ چيزى از دستگاه سابق به او باقى نخواهد ماند كه بدان مايه به اصلاح وضع مملكت تواند اقدام نمايد . مگر گروهى مردمان فرومايه و مزاج‌گو و چاپلوس رشوت‌خوار و بداخلاق كه نامشان وزراى دولت است و وجودشان
سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 110 | حاجى زين العابدين مراغه اى / م . ع . سپانلو