تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
وزراى مملكت سبب اين ويرانىها و غفلت و فضاحت را تحقيق بكنم ، بلكه سبب معقول و مسكتى هست تا اين‌كه به هزارگونه وسايل راهى پيدا كرده بار حضورشان را يافتم ؛ در جواب پرسش‌هاى خود نديدم الا سيلى و مشت و نشنيدم به جز از دشنام و فحش - چنان‌كه شنيده‌ايد « مسلمان نشنود كافر نبيند . » گفت : « اول از قانون بپرسم : مقصود شما از قانون چيست ؟ و چه بايد كرد ؟ » عرض كردم : « شرح و بيان قانون بسى مفصل است . اما مختصرش دانستن وظايف حقوق آن است . » گفت : « بگو ببينم كدامين حقوق و آن حقوق كدام است ؟ » عرض كردم : « در صورت بودن قانون ، حقى را كه ملت مىخواهند و همهء سخنان در سر اوست عبارت از چهار فقره است : اول : حق متعلق به خود وطن . دوم : حق متعلق به ابناى وطن . سوم : حق متعلق به هيئت عموميهء افراد وطن . چهارم : حق متعلق به امور ادارهء وطن . اين حقوق چهارگانه را - كه به منزلهء عناصر اربعهء جسم وطن است - با تمامى شعبات و جزئيات آن به همديگر ممزوج نموده ، كليات آن را به نام حقوق مليه ياد مىكنند و مجموعهء تفصيل و ترتيب آن را قانون مىنامند . احكام آن نيز در حق همه كس بدون استثنا جارى مىشود . »

[ حقوق مليه ]

حقوق متعلق به خود وطن

« عبارت از حفظ آزادى و استقلال وطن است و فراهم آوردن اسباب انتظام امور و سعادت حال سكنهء آن خاك پاك ، كه ايرانش خوانيم و وطن خود مىدانيم . بايد نگذاريم كه بدون اذن و اجازهء ما يك تن از بيگانگان از سرحد آن قدم فراتر گذارد ، تا چه رسد بر آن‌كه پارچه‌اى از آن را مطمح نظر استيلا كند و يا در گوشه‌اى از آن خيمه و خرگاه زند . »

حقوق متعلق به افراد وطن

« عبارت از محفوظ ماندن حيات و ناموس و مال و عزت افراد وطن از تعدى و تعرض زبردستان خودى و بيگانه است . نه مانند اين زمان كه پسر جوان شخص