وزراى مملكت سبب اين ويرانىها و غفلت و فضاحت را تحقيق بكنم ، بلكه سبب معقول و مسكتى هست تا اينكه به هزارگونه وسايل راهى پيدا كرده بار حضورشان را يافتم ؛ در جواب پرسشهاى خود نديدم الا سيلى و مشت و نشنيدم به جز از دشنام و فحش - چنانكه شنيدهايد « مسلمان نشنود كافر نبيند . »
گفت : « اول از قانون بپرسم : مقصود شما از قانون چيست ؟ و چه بايد كرد ؟ »
عرض كردم : « شرح و بيان قانون بسى مفصل است . اما مختصرش دانستن وظايف حقوق آن است . »
گفت : « بگو ببينم كدامين حقوق و آن حقوق كدام است ؟ »
عرض كردم : « در صورت بودن قانون ، حقى را كه ملت مىخواهند و همهء سخنان در سر اوست عبارت از چهار فقره است :
اول : حق متعلق به خود وطن .
دوم : حق متعلق به ابناى وطن .
سوم : حق متعلق به هيئت عموميهء افراد وطن .
چهارم : حق متعلق به امور ادارهء وطن .
اين حقوق چهارگانه را - كه به منزلهء عناصر اربعهء جسم وطن است - با تمامى شعبات و جزئيات آن به همديگر ممزوج نموده ، كليات آن را به نام حقوق مليه ياد مىكنند و مجموعهء تفصيل و ترتيب آن را قانون مىنامند . احكام آن نيز در حق همه كس بدون استثنا جارى مىشود . »
[ حقوق مليه ]
حقوق متعلق به خود وطن
« عبارت از حفظ آزادى و استقلال وطن است و فراهم آوردن اسباب انتظام امور و سعادت حال سكنهء آن خاك پاك ، كه ايرانش خوانيم و وطن خود مىدانيم . بايد نگذاريم كه بدون اذن و اجازهء ما يك تن از بيگانگان از سرحد آن قدم فراتر گذارد ، تا چه رسد بر آنكه پارچهاى از آن را مطمح نظر استيلا كند و يا در گوشهاى از آن خيمه و خرگاه زند . »
حقوق متعلق به افراد وطن
« عبارت از محفوظ ماندن حيات و ناموس و مال و عزت افراد وطن از تعدى و تعرض زبردستان خودى و بيگانه است . نه مانند اين زمان كه پسر جوان شخص