و بسترى گرديد . اگرچه كمى بعد بهبود يافت ولى در برابر مرگ احتمالى وى ابتدا شاه شجاع علم طغيان برافراشت و بعد هم اورنگزيب روز جمعه غره ذيقعده سال 1068 ه ( 31 ژوئيه 1658 ) « بتائيد رب قدير بر سرير فرماندهى و تخت شاهنشهى جلوس اجلال نمود . » ( سير المتاخرين .
كتاب ياد شده . ص 306 ) . در نتيجه جنگهاى خونينى بين چهار برادر بر سر جانشينى پدر آغاز گرديد .
سرانجام اورنگزيب بر ساير برادران پيروز شد و هريك را ببهانهاى از ميان برداشت و با حيله و تذوير شاهجهان را نيز دستگير و او را تا پايان حيات ( 1666 م ) در قلعه اگره زندانى ساخت . سپس براى دومين بار روز 24 رمضان سال 1069 ه ( 15 ژوئن 1659 ) تاجگذارى كرد و لقب « ابو المظفر محى الدين عالمگير پادشاه غازى » را روى خود گذارد .
باوجود سابقه مبارزات ايران و هند بر سر قندهار كه زمانى فرماندهى لشكر مغول را اورنگ زيب بر عهده داشت در ابتداى سلطنت وى دربار صفوى سعى كرد روابط حسنه بين دو كشور ايجاد شود .
از اينرو بسال 1661 ميلادى شاه عباس دوم بوداق بيگ را با هدايائى فراوان كه به « چهار لك و بيست و دو هزار روپيه قيمت شد » نزد اورنگ زيب فرستاد . از جمله اين هدايا - « مرواريدى غلطان آبدار به وزن 37 قيراط بود . . . كه جوهريان هندوستان آن را به شصت هزار روپيه قيمت نمودند » ( سير المتاخرين . كتاب ياد شده . ص 335 - 336 ) .
معذلك از اين سفارت نتيجه مطلوب بدست نيامد چه سفير ايران را به زور مجبور ساختند بر خلاف ميل خود و برسم مغولان در برابر اورنگ زيب تعظيم نمايد . ( براى جريان اين سفارت و چگونگى باريافتن بحضور اورنگزيب به :
Manucci ; Memoirs of the Mogul Court . Engl . Transl . Irvine . London . Folio
ص 44 - 47 مراجعه نمائيد .
Society
پس از مرگ شاهجهان اورنگزيب كه در نظر داشت متصرفات خود را از طرف مشرق و جنوب گسترش دهد و ميخواست از بيطرفى شاه عباس ثانى مطمئن گردد بنوبه خود سفيرى بنام تربيت خان ازبك بايران فرستاد . ولى شاه عباس بتلافى رفتاريكه نسبت به بوداق بيگ سفير ايران در هند كرده بودند از هرگونه اهانتى نسبت به سفير مزبور كوتاهى ننمود . از آن جمله سوار بر اسب او را بحضور پذيرفت و بدين ترتيب سفير مجبور شد در ركاب شاه پياده مسافت زيادى را بپيمايد .
بالاخره پس از يكسال اقامت در اصفهان او را به آخرين جلسه پذيرائى دعوت كردند . چون بگفته صاحب سير المتاخرين ( كتاب ياد شده . ص 323 ) روى سكههاى اورنگ زيب در اشرفى ( طلا ) و روپيه ( نقره ) بتفاوت لفظ « مهر » و « بدر » بيت زير منقوش بود :
سكه زد در جهان چو مهر ( بدر ) منير * شاه اورنگزيب عالمگير