تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
سمت وزير اعظم او را به جانشينى سعد الله برگزيد . ر ك به :
Powell - Price ; A History of India . London , 1955

شمارهء 122

مادنا با لقب
Surya Prakash rao
و عنوان « ديوان » يعنى نخست‌وزير و برادرش اكنا در سمت « پيشكار » انجام وظيفه مىنمودند ابو الحسن اين دو برادر را بپاس كمكهائى كه براى نيل بسلطنت به او كرده بودند به اين مناصب برگزيد . جلد چهارم . فصل 24
( Sarkar . History of Aurangzib . 5 vol . Calcutta 1912 - 1924
در سال 1676 به عقيده كارمندان شركت هند شرقى انگليس « مادنا به تنهائى قدرت را در دست دارد و غير از چاپيدن و زير منگنه گذاردن مردم فكر ديگرى در ميان نيست » . ( جلد اول ص 277
Dunbar ; A History of India . 2 vol . London . 1945
) در جريان محاصره گولكنده مادنا و برادرش را به فرمان « ماه‌جانى صاحب » زن سلطان ابو الحسن به قتل رساندند و سر آنها را نزد شاهزاده معظم فرستادند . ( سير المتاخرين . كتاب ياد شده . ص 354 ) .

شمارهء 123

پس از مرگ سيوا پسرش سمبهو
( Sambhuji )
به مبارزه عليه اورنگ‌زيب ادامه داد . ولى او نه تنها زيركى و شجاعت پدر را نداشت بلكه مردى بود دائم الخمر ، شهوت‌ران و بدطينت بطوريكه زن پدر خود را بقتل رسانيد و بدرفتارى او سبب شد كه متحدينش جانب او را رها سازند . سرانجام در سال 1100 ه ( 1689 ) مقرب خان يكى از فرماندهان اورنگ‌زيب با يك حمله ناگهانى او و وزيرش كوىكلش
( Kavi Kalash )
را دستگير و نزد اورنگ فرستاد . مانوچى مىنويسد كه در اثر خيانت كوىكلش ، سمبهوجى گرفتار گرديد و براى اينكه راز خيانت ظاهر نشود به دستور اورنگ‌زيب زبان وزير را از حلقش بيرون آوردند . ( كتاب ياد شده . ص 174 ) . سپس كلاهى دراز كه به آن زنگ و زنگوله نصب كرده بودند سر سمبهوجى گذارده و و او را محكم به پشت شترى بسته و دور اردو چرخاندند تا مورد تمسخر سربازان قرار گيرد پس از آن بدستور اورنگ‌زيب « پهلوى او را شكافته و قلبش را بيرون آوردند و جسد او را به مزبله پيش سگان انداختند » ( ايضا . ص 175 ) . پس از اينكه راىگره پايتخت مرهته‌ها به تصرف درآمد و خانواده سيوا و سمبهو به اسارت درآمدند اورنگ‌زيب شاهو
Shahu
پسر سمبهو را كه « نه ساله بود منصب هفتهزارى و نوبت راجگى مرحمت‌گر گرديده و نزد خود نگاهداشت » . ( بساتين - السلاطين . كتاب ياد شده . ص 552 ) .

شمارهء 124

مؤسس سلسله عادلشاهيان يوسف عادل خان بود كه در دربار محمدشاه دوم از سلاطين بهمنى دكن خدمت مينمود . پس از مرگ اين پادشاه عادل خان به حكومت بيجاپور