تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
دو نفر از آنان « والاحضرت »
( Somdet Chao Praya )
خطاب ميگرديدند . مخصوصا در زمان طفوليت شاهزاده « چولالنگرن »
( Chula Longhorn )
كه تحت عنوان راما پنجم سلطنت كرد ، يكى از شاهزادگان بونگ با لقب « چوپرياسى سورياونگ »
( Chao Praya Si Suriawong )
نايب السلطنه او گرديد . نايب السلطنه شخصا تربيت شاه جوان را زير نظر گرفت و از كودكى 11 ساله پادشاهى ساخت كه با افكار مترقى و اقدامات اصلاح‌طلبانه‌اش در زمره سلاطين بزرگ سيام بشمار ميايد . ولى كم‌كم راما پنجم مشاغل عالى مملكتى را به شاهزادگان و بستگان نزديك خود اختصاص داد و از قدرت خاندانهاى قديمى كاست . معذلك اعضاء خانواده بونگ تا انقلاب سال 1932 مقامهاى بالا را اشغال كرده بودند و هنوز هم اين خاندان جزء خاندانهاى اشرافى و اصيل كشور تايلند محسوب ميگردد . اطلاعات بالا براساس منابع زير و با مراجعه بتواريخ سيام تنظيم گرديده است : 1 - يادداشتهاى شخصى آقاى سرهنگ « سواكل »
( S . Suwakool )
يكى از شيعيان سيام . 2 - مقاله دوست دانشمند آقاى لسكو
( Lescot )
سفير سابق فرانسه در تايلند و در ايران در شماره يك سال 1972
Les Sept Climats
نشريه دانشكده زبانهاى خارجى فرانسه . در مقاله فوق آقاى لسكو شيخ احمد را اهل هرمز ذكر مىكند .

شمارهء 52

سيامىها كه از مذهب بودا پيروى ميكردند سيستم حكومتى خود را نيز از تشكيلات حكومت آسمانى
( Svargar )
بودائى اقتباس كرده و براساس تثليث بنا نموده بودند . بدينمعنى كه كشور توسط سه نفر كه با يكديگر اختيارات تقريبا مساوى داشتند اداره ميشد . بدين ترتيب در رأس حكومت شاه بزرگ ( مهاراج
( Maharaj
قرار داشت كه با مساعدت دو شاه كهتر ( مها اوپاراج
( Maha Uparaj
سلطنت ميكرد . اين سه شاه را به ترتيب : ونگ لونگ
( Wang Luang )
ونگ‌نا
( Wang Na )
و ونگ لنگ
( Wang Lang )
مىناميدند . و اغلب برادران شاه سمت شاهان كهتر را داشتند . اين سيستم تثليث و تقسيم قدرت كه براى ثبات حكومت و جلوگيرى از اعمال قدرت مطلقه طرح‌ريزى شده بود متأسفانه در عمل با اشكالاتى روبرو ميشد و مخصوصا در موقع تغيير سلطنت بر سر جانشينى باعث بروز اختلافات شديد و رقابت بين شاهان كهتر ميشد كه اغلب بجنگ و خون‌ريزى و برادركشى منجر ميگرديد . چون طبق سنت در سيام پس از مرگ شاه مهتر سلطنت به پسر بزرگترش ميرسيد كه جاى پدر را در تثليث پر ميكرد . ولى اغلب اتفاق ميافتاد كه برادرزاده نميتوانست در برابر عموهاى خود كه در زمان پدرش حكومت ميكردند و طبعا طرفدارانى داشتند اعمال قدرت