تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
مىباشد ) . ديرى نپائيد كه شيخ احمد از تجاريت به سياست راه يافت و از طرف پادشاه در رأس امور بندر ايوديا قرار گرفت و سال بعد بمقام « پراكلانگ » ارتقاء يافت . در اين سمت كنترل تجارت خارجى آن كشور كه انحصار سلطنتى بود كلا در اختيار وى قرار داشت . شيخ احمد در تمام دوران سلطنت « اكاتت سرات »
Ekathot Sarat )
1605 - 1610 م ) و « سنگتام »
Songtham )
پادشاه عادل 1610 - 1628 م ) در مقام خود باقى بود . اما در سال 1628 ميلادى شيخ احمد « به علت كبر سن » از كار بر كنار گرديد . ولى ظاهرا بركنارى وزير ايرانى با وقايع دوران كوتاه سلطنت « جتا »
( Jeta )
بىارتباط نبوده است چه پس از جلوس « پراسرت تنگ »
Prasart Tong )
1630 - 1657 ) و اخراج ژاپنىها شيخ احمد لقب « چوپيا »
( Chao Paya )
گرفت و از آن پس :
( Chao Paya Sheik Ahmad Ratanathibodi )
ناميده شد . پس از فوت شيخ احمد پسرش جانشين او گرديد و اولادان وى تا سقوط ايوديا ( 1767 م ) در سمت « چوپيا مهارت تائى »
( Chao Paya Mahart Thai )
كه متصدى آن مسئول كليه امور ادارى و چيزى شبيه وزير كشور بود انجام وظيفه مينمودند . كم‌كم مهاجرين ديگرى از نقاط مختلف ايران بطوريكه در سفينه منعكس است به مهاجرين اوليه پيوسته و خود و احفاد آنان در دستگاههاى دولتى سيام بمقامات عاليه رسيدند . باوجود اشتغال به كارهاى دولتى ايرانيان همچنان به مذهب اوليه يعنى تشيع وفادار باقى ماندند تا اينكه در سال 1750 ميلادى يعنى در زمان سلطنت « برم‌كت »
Boromkot )
1733 - 1758 ) كه پادشاهى متعصب به كيش خود بود شركت ايرانيان را در مراسم رسمى كه در معابد بودائى برگزار ميگرديد - يعنى عملا اشتغال به كارهاى دولتى - مشروط به اين نمود كه دين بودا را اختيار نمايند . از اينرو بزرگتر ايرانيان كه در آن زمان « پياپت پىچائى »
( Paya Petpichai )
بود در معبد « پرايت تابات »
( Pra Putthabat )
حضور يافته و در برابر پادشاه و كشيش اعظم بطريقت بودا گرويد و به پيروى از او گروه كثيرى از بازماندگان مهاجرين ايرانى نيز تشيع را رها كرده و بودائى شدند . ولى گروه ديگرى همچنان در كيش خود باقى ماندند و بيشتر شيعيان سيام كه تعداد آنان در حال حاضر از دو هزار نفر تجاوز مينمايد و در محله تونبورى
Thonburi
شهر بانگوك متمركز هستند از بازماندگان همان مهاجرين ايرانى ميباشند . پس از روى كار آمدن سلسله سلاطين فعلى ( چكرى ) در سال 1787 ميلادى يكى از ايرانيان سيامى كه « بونك »
( Bunnag )
نام داشت « اوك پرايا كلاهم »
( Ok Praya Klahom )
يعنى فرمانده قوا و وزير جنگ گرديد . اعقاب او كه با نام‌خانوادگى بونگ مشهورند با خاندان سلطنتى سيام وصلت نمودند و در قرن نوزدهم در زمان سلطنت راما چهارم ( 1851 - 1868 ) و راما پنجم ( 1868 - 1910 )
سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى ) — صفحة 280 | محمد ربيع بن محمد ابراهيم / عباس فاروقى