ماهوت انگليسى ميدوزند و براى ثروتمندان آن را با پوست دله يا سمور و براى سايرين با پوست بزغاله آستر مىكنند ولى عامه مردم بدون آستر آن را مىپوشند . ( ص 102 ) .
همين نويسنده چاقشور را شلوارى بلند كه از كمر تا ساق پا به يك پهنا و يك پارچه دوخته شده توصيف مىكند ( ص 187 ) و در جاى ديگر اضافه مىنمايد كه ايرانيان مچبند به كار نميبرند ولى روى ساق شلوار ( چاقشور ) بندى پهن از ابريشم سه يا چهار مرتبه مىپيچند و سربند را داخل چين مىكنند تا برجاى بماند . ( ص 102 )
R . du Mans ; Estat de la Perse en l , an 1660 . Paris 1890
شمارهء 55
با توصيفى كه نويسنده سفينه از عداوت فالكن نوشته و با آشنائى به مهارتى كه نامبرده در دسيسهسازى داشته است اين قضاوت درباره حاجى سليم چندان عادلانه به نظر نميرسد . و سفيرى فرانسوى كه پس از عزيمت هيئت نمايندگى ايران به سيام رفته و دليلى نداشته است كه از حاجى سليم دفاع نمايد در شرح زير نوعى شهادت به بىگناهى وى ميدهد . لالوبر - مينويسد :
« سفراى سيام بايد حساب پس بدهند چون مسئول كالاهاى تجارتى كه به آنها سپرده شده ميباشند و هيچگاه اتفاق نمىافتد كه حساب آنها بطورى درست درآيد كه كاملا از تنبيه رهائى يابند .
بدينطريق مسلمانى
( More )
بنام حاجى سليم
( Agi Selim )
كه 8 يا 9 سال پيش پادشاه سيام عنوان سفير به ايران فرستاد در مراجعت سخت مجازات گرديد باوجوديكه وى ظاهرا خدمات خود را با موفقيت انجام داده با ايران روابط تجارى برقرار كرده و سفيرى را نيز كه بطوريكه قبلا نيز گفتهام در تناسرى وفات يافت همراه خود آورده بود .
( لالوبر . كتاب ياد شده . جلد اول . ص 336 )
شمارهء 56
كسماس « دريانورد هند »
( Cosmas indicopleustes )
در كتاب نقشهبردارى مسيحى
( Topographia Christiana )
كه در حوالى سال 545 ميلادى برشته تحرير درآمده است حكايتى نقل مىكند كه مؤيد اظهارات مؤلف سفينه مىباشد . او مىنويسد :
« تاجرى رومى بنام سپارتوس
( Sopartus )
كه 35 سال پيش وفات يافت نقل كرد كه در يكى از سفرها همراه گروهى از همميهنانش براى تجارت به جزيره سيلان رفته بود و همزمان با او يك كشتى تجارتى ايرانى نيز كه در آن يكى از مؤبدان سفر ميكرد در بندر لنگر انداخت . هر دو گروه پياده شده و به حضور شاه راه يافتند . پس از انجام تعارفات معمول شاه