به زودى بين برنابى و همكارش پتز
Potts
اختلاف افتاد . برنابى به بنتم خوانده شد و جرج وايت نيز استعفا داده به لندن بازگشت و به تجارت آزاد پرداخت .
پتز رئيس جديد شعبه از فالكن وجوهى را كه به شركت بدهكار بود مطالبه نمود و سر پرداخت آن بين آن دو نزاع درگرفت و فالكن با فرانسويها كه شعبه تجارتى خود را در سيام افتتاح كردند طرح دوستى ريخت .
در اين ميان تجارتخانه انگليس طعمه حريق گرديد ( دسامبر 1682 ) و پتز آتش - سوزى را كار فالكن دانست .
از طرف ديگر برنابى كه از خدمت شركت هند انگليس خارج شده بود بار ديگر به سيام آمده و همراه ساموئل وايت و با مشاركت فالكن بتجارت ميپرداخت دسيسهچينى و فعاليتهاى آنان در ژانويه 1684 منجر به بسته شدن شعبه شركت هند انگليس در سيام گرديد .
( هچينسن . ايضا ص 68 - 91 ) .
اكنون ديگر فالكن به فرانسويها پيوسته بود و ظاهرا به توصيه او مقارن همين احوال پادشاه سيام نمايندگانى به فرانسه اعزام داشت .
ولى عجب آنكه كشتى آنها كه در ژانويه 1684 سيام را ترك كرد از راه لندن عازم پاريس گرديد و حامل پيامهائى از طرف فالكن براى ارباب سابقش جرج وايت و اولياء شركت هند شرقى انگليس ، همراه هدايائى قيمتى براى تقديم به مقامات انگليسى بود .
( ص
Hall ; A History of South - East Asia . London 1964 . 343
) سفينه بنوبه خود آقا محمد را عامل پيشرفت فالكن دانسته و مينويسد كه او « در حين اعتبار مشار اليه را ملازم سركار شاه نموده تقديم خدمات كشتى را به عهده او ميكرده » است . اگر چه در مقدمه سفينه صحبت از « مكرر اخلاص نامجات با تحف و هدايا مصحوب معتمدان خود بدرگاه عرش اشتباه فرستاد . بعضى از بىطالعى غريق درياء بىنام و نشانى و برخى بدست قاطعان طريق دريا گرفتار گرديده به مقصود فائز نگرديدند » مينمايد ولى از سفارت آقا محمد استرآبادى به ايران و غرق شدن كشتى او در سواحل هندوستان هيچگونه اطلاعى دردست نميباشد . شايد هم حكايت ساختگى باشد . در هر صورت سبب اصلى ارتقاء فالكن را بمقامهاى عالى ادارى و جلب توجه شاه علاوه بر « مكر و حيله و نيكوخدمتى » او همانطوريكه از سفينه مستفاد ميگردد بايد در عدم كفايت و مخصوصا چنددستگى جامعه ايرانى سيام جستجو كرد . در هر حال پس از اينكه فالكن بقول مؤلف سفينه « مدار المهام و محرم » پادشاه سيام گرديد با فرانسويها طرح دوستى ريخت و براى جلب بيشتر اطمينان آنها تغيير مذهب داده و به كيش كاتوليك پيوست ( 1682 ) حتى زن سيامى خود را مطلقه ساخته و با دختر مسيحى ژاپنى كه پدر و مادرش به سيام پناهنده شده بودند ازدواج كرد . ( دبز - كتاب ياد شده . ص 31 ) .
شاه سيام كه تحت نفوذ فالكن قرار گرفته بود بنابه توصيه وى سفرائى همراه كشيشى