حين مسافرت بنوشيم . او هنوز هم براى آمدن وقت دارد ولى تصور نميكنم كه آقاى كنستانس بخواهد كه بين سفرا اختلاف بوجود آيد و ترتيب عزيمت ما را قبل از آمدن او خواهد داد تا براى شاه ايران همان احتراماتى را كه براى لوئى كبير در نظر گرفتند انجام ندهد . »
( Choisy ; Journal du Voyage de Siam fait en 1685 et 1686 . Paris . 1687
( ص 285 - 289
فالكن براى اينكه ايرانيان را از سر راه خود بردارد اولا شاه را بطوريكه سفينه مينويسد نسبت به مقصود اصلى سفارت مظنون ساخت و او را از سوءقصد احتمالى بجانبش و يا كودتاى نظامى مرعوب نمود . ثانيا با اتهام اختلاس به سفير سيام در ايران او را بىآبرو كرد و ايمان شاه را نسبت به فرانسويان راسختر ساخت . در هر صورت پس از بازگشت هيئت اعزامى ايران سيل فرانسويها در كسوتهاى مختلف به سيام سرازير گرديد و پادگانهاى فرانسوى در بنادر بانگوگ و مرگى مستقر گرديدند . فالكن اكنون عملا كليه قدرت را در دست داشت . ولى تقدير طور ديگرى تصميم گرفت . بگفته « كمپفر » فالكن خيال داشت در سال 1689 با كمك سردار فرانسوى « دفارگ »
( De Fargues )
كليه مدعيان سلطنت را كه در سيام برادران شاه هستند از بين برده و سلطنت را به داماد شاه كه مردى ضعيف و تحت تسلط او بود واگذار كند و بدين طريق فى الواقع خود سلطنت نمايد ولى « پراپت راجه »
( Pra Petraja )
از اين نقشه آگاهى يافت و آن را برهم زد و فالكن را بقتل رسانيد . ( كتاب ياد شده . ص 120 ) دگلاس
( Douglas )
پايان زندگى ماجراجويانه فالكن را چنين شرح ميدهد : « پس از مرگ نرائى « اوپراپراپت راجه » يكى از وزراء مهم عليه دخالت فرانسويان وارد عمل شد و قواى مهمى در اطراف قصر سلطنتى مستقر ساخت . . . . فالكن پس از اطلاع از جريان امر همراه تعدادى سرباز فرانسوى به طرف قصر حركت كرد ولى بمحض ورود او و سربازانش بازداشت گرديدند . در اين ميان چون گارد فرانسوى مستحفظ شاه را به قسمت ديگرى از كشور فرستاده بودند پت راجه به آسانى توانست دست به اقدامات جدى بزند » . فالكن متهم گرديد كه از راه خيانت ميخواسته كشور را به تصرف پادشاه فرانسه درآورد . براى گرفتن اعتراف از فالكن او را تحت شكنجه قرار دادند و براى اينكه عذابش را سختتر سازند سر بريده پسرخوانده شاه را به گردن او آويختند . بالاخره پس از اينكه فالكن جان سپرد ( 5 ژوئيه 1688 ) كليه اموال او را ضبط و زن و خانوادهاش را ، عنوان برده بمعرض فروش قرار دادند . . . . اكنون بين سيامىها و فرانسويان حالت جنگ وجود داشت . به سربازان فرانسوى كه در بندر مرگى در محاصره قرار گرفته بودند اجازه داده شد كه با كشتىهاى انگليسى به بندر « پنديشرى »
Pondichery )
از تاميل
Puddu Cheri
- دهكده جديد كه از سال 1674 به فرانسه تعلق داشت ) عزيمت نمايند و آنهائيكه در بانگوك مستقر شده بودند پس از تسليم خلع سلاح شده و توسط سربازان سيامى تحت الحفظ به بندر مزبور منتقل گرديدند