تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
خنك باقى بماند . در مدخل آن يك فواره آب قرار داشت و در داخل يك صفه با آسمانه كه روى آن يك صندلى راحتى بسيار قيمتى قرار داده بودند و در قسمت عقب و كمى تاريك دو اطاقك كوچك كه در آنها به رودخانه باز ميشد و براى آب‌تنى به كار ميرفت . از هر طرف كه نگاه ميكردى ظروف چينى اعلاء به اندازه‌هاى مختلف در طاقچه‌ها به چشم مىخورد . خلاصه همه چيز در آنجا با طراوت و مطبوع بود » ( كتاب ياد شده . قسمت سوم ص 175 - 176 )

شمارهء 36

باوجوديكه نويسندگان متعددى مخصوصا مبلغين يسوعى فرانسوى سرگذشت ماجرا جويانه فالكن را نوشته‌اند ولى بسيارى از جوانب زندگانى او در پرده ابهام باقيمانده است . پدر روحانى « در لئان »
( D Orleans )
كه ظاهرا از تاشارد ( كتاب نامبرده . جلد 3 ص 160 ) پيروى مىكند مينويسد كه « خانواده‌اش اصلا اهل ونيز بودند . او در يونان متولد شده و ثمره ازدواج پسر حاكم ايالت كفالينيه
( Cephalonie )
با دخترى از خانواده اصيل اهل آن جزيره بود » . ( كتاب ياد شده . ص 2 ) بگفته كشيش ديگرى « دبز »
( De Beze )
« پدر او يونانى و از خانواده‌اى آبرومند بود و اجداد مادريش زمانى از طرف جمهورى ونيز در آن منطقه حكومت ميكردند . » ( كتاب ياد شده ص 4 ) . ولى شواليه « دفربن »
( De Forbin )
افسر نيروى دريائى فرانسه كه همراه سفير آن كشور به سيام آمده و به پيشنهاد فالكن قريب به دو سال ( 1685 - 1687 ) در آن كشور خدمت نموده و از نزديك با او همكارى داشته است مينويسد كه وى در جزيره كفالينيه و در دهكده كوچك لاكوستد
( La Custode )
در حوالى سالهاى 1647 يا 1648 متولد گرديده و پدرش « ميخانه‌چى »
( Cabaretier )
بوده است و اضافه مينمايد كه در سال 1695 ميلادى يكى از برادران فالكن را در دهكده موطن او ملاقات كرده است ( كتاب ياد شده ص 39 ) سال تولد فالكن را تاشارد حوالى 1660 ميلادى نوشته است . ( ايضا . ص 160 ) او ميگويد كه چون فالكن از وضع نابسامان خانواده‌اش ناراضى بود در سن 12 سالگى ، همراه يك ناخداى انگليسى كه به انگلستان مراجعت ميكرد به آن كشور عزيمت نمود . از آنجا به هندوستان رفت و پس از مدتى اقامت در سيام همين كه ثروتى بدست آورد تصميم گرفت از خدمت « شركت انگليسى » خارج شده كشتى خريده و مستقلا به تجارت بپردازد . ( ايضا ص 161 ) ولى در امر تجارت موفقيت زيادى نصيبش نگرديد و در يكى از مسافرتهاى دريائى كشتى او در سواحل مليبار غرق گرديد و نزديك بود خود او نيز از بين برود . ولى به خواست خداوند از مهلكه رهائى يافت ولى فقط توانست دو هزار سكه
( ECUS )
از ثروت خود را نجات دهد .