تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢

شمارهء 32

لندره - ماهوت انگليسى . صاحب كتاب « فرهنگ عمومى تجارت » كه در سال 1741 ميلادى در پاريس چاپ شده درباره اين لغت مىنويسد : « تجار انگليسى اولين كسانى بودند كه پارچه‌هاى اروپا را به ايران بردند . بدين جهت اين مال التجاره نام آنها را محفوظ داشته است و در اصفهان پارچه پشمى را لندره مىنامند » . ( جلد اول صفحه 405 .
( Savary ; Dictionnaire Universel de Commerce . Paris 1741
مينورسكى در ملاحظات بر « تذكره الملوك » مينويسد كه كلمه لندره از نام لندن كه تلفظ ايتالى آن لندر
Londra
مىباشد آمده است . « فراير بنوبه خود مىنويسد كه » صفاهان هم اكنون مملو از پارچه انگليسى ( ماهوت لندنى ) است كه آن را « سقلات لندره »
( Sackcloath Londre )
مينامند . ( كتاب نامبرده . ص 224 ) .

شمارهء 33

طبق روايات مكتوب محلى شهر لو
( Lavo )
بسال 468 ميلادى بنا گرديد . و پس از اينكه تائىها در قرن 12 ميلادى سلطه خود را بر اين سرزمين گسترش دادند پايتخت خود را در ايوديا مستقر ساختند ولى شهر لو دومين پايتخت محسوب ميگرديد تا اينكه پادشاه چند جتى
Chand Joti
آن را محل اقامت خود نمود و نام لپ‌بورى را روى آن گذارد . ولى كمى بعد آن شهر بدست سلاطين برمه افتاد . تا اينكه
U - Thong
پس از تجديد بناى شهر ايوديا پسر خود
Ramesuen
را بحكومت لپ‌بورى منصوب نمود . چون لپ‌بورى به علت استحكاماتى كه داشت و از موقعيت استراتژيكى مهمى كه در قلب كشور برخوردار بود رامسون قريب به 38 سال در آنجا حكومت كرد و به همين جهت آن را « شهر نايب السلطنه » لقب دادند . ولى در سال 1548 طى جنگى كه با سلاطين برمه استحكامات و باروى آن را خراب كردند تا دشمن نتواند در آنجا مستقر گردد . لپ‌بورى بطوريكه قبلا اشاره شد در زمان سلطنت نرائى ( 1657 - 1688 ) اهميت گذشته را بازيافت و اين پادشاه بين 9 تا 10 ماه سال را در آنجا ميگذرانيد و در اين شهر بود كه نمايندگان ايران و سفير لوئى 14 را بحضور پذيرفت . طبق نقشه مهندس فرانسوى
de la Marre
استحكامات جديدى در لپ‌بورى ساخته شد و هريك از بزرگان براى خود خانه‌هاى مجللى بنا كردند كه به زيبائى شهر افزود . ولى پس از مرگ نرائى جانشين وى شهر لپ‌بورى را رها كرده و در پايتخت اقامت گزيد . خانه‌اى كه در دوران سلطنت نرائى براى اقامت نمايندگان ايران بنا گرديده بود هنوز برپاست و بنام
Khrosa