تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
مخارج عاليجناب 600 اكو پرداخته و از هنگاميكه به خشكى پياده شده او را مورد تعظيم و تكريم فراوان قرار داده‌اند ولى هيچ چيز در نظرش خوب نيست و آشپز او هم هر نوع گوشتى را كه برايش آورده‌اند رد كرده است و وقتى كه سفير سيام كه از ايران بازگشته به او تذكر داده است كه در اصفهان هم غذاهاى بهترى براى وى تهيه نميشد سخت خشمگين گرديده و بگماشتگان خود فرمان داده است كه ببازار خواربار رفته و هرچه مورد احتياج است خريدارى نمايند . حاكم هم فورا دستور داد كه آنچه ميخواهند بدون دريافت وجه در اختيارشان گذارده شود اگرچه اين دستور اجراء شد ولى فرداى آن روز زنان فروشنده از ترس اينكه مبادا حاكم بهاء خواربار را نپردازد فرار كردند و ايرانيان مجبور شدند كه مجددا به حاكم مراجعه كرده و جيره روزانه خود را از او دريافت دارند . اين سفير اظهار داشته است كه اگر زنى از برابر اقامتگاه او عبور كند دستور خواهد داد كه وى را هدف گلوله قرار دهند و اگر هم اطلاع حاصل كند كه در جاهائى كه از آن خواهد گذشت شراب فروخته مىشود دست به اقدامات شديدترى خواهد زد » . ص 280
( Choisy'Journal du Voyage de siam . Paris , 1687 )

شمارهء 30

وارتما كه بمعيت خواجه ذو النور تاجر ايرانى در سالهاى اول قرن شانزدهم ميلادى از تناسرى ديدن كرده يعنى زمانيكه اين شهر هنوز به تصرف سيامىها درنيامده و پادشاه مستقلى داشته شرح مفصلى در توصيف آن براى ما بيادگار گذارده است . او مينويسد : « شهر تناسرى نزديك دريا قرار گرفته و فضاى هموارى است كه آب فراوان و بندر خوبى دارد به اينمعنى كه از شمال آن رودخانه‌اى عبور مىكند . . . . خانه‌هاى شهر بوسيله ديوارهائى محصور گرديده . . . . موقعيت خوبى دارد . . . . و غله اعلى و پنبه نيز در آنجا ميرويد . ابريشم هم به مقدار زياد توليد ميگردد بقم در آنجا به حد زياد يافت مىشود . . ميوه فراوان است و چند نوع آن شبيه سيب و گلابى كشور خودمان مىباشد . پرتقال - ليموترش و شيرين و كدوتنبل بسيار است . در اينجا باغچه‌هاى زيبا شامل خيلى چيزهاى مطبوع ديده مىشود . . . . در تناسرى حيوانات متعددى مثل گاو نر و ماده بز و گرازوحشى گوزن و گرگ و گربه زباد و شير - قوش و باز شكارى انواع و اقسام طوطى ( سفيد و به هفت‌رنگ مختلف ديگر ) ، خرگوش و كبك و غيره . . . در تناسرى مرغ و خروس‌هائى توليد مىشود كه من در جائى ديگر به آن بزرگى نديده‌ام بطوريكه يك مرغ آنها به بزرگى 3 مرغ ايتالى است . . . . هر روز در كوچه‌اى كه محل اقامت تجار مسلمان است جنگ خروس ترتيب ميدهند و صاحبان خروس‌ها وجوه كلانى روى آنها شرطبندى ميكنند . . . . به چشم خود ديدم كه دو خروس به مدت 5 ساعت با يكديگر جنگ كردند و سرانجام هر دو به هلاكت رسيدند . . . » .