1280 م ) موفق شدند بار ديگر در مناطق مركزى و جنوبى دولت مستقلى بوجود آورند ولى نتوانستند دست خطائىها را از شمال كشور كوتاه سازند و بموجب صلحى كه در سال 1004 ميلادى بين طرفين برقرار گرديد خطائىها همچنان مناطق اشغالى شمال چين را در تصرف خود محفوظ داشتند .
نويسندگان ايرانى معاصر از اين تقسيم چين به دو دولت آگاهى داشتهاند مثلا فردوسى كه در اواخر قرن چهارم هجرى ميسرايد :
همه مرز چين با خطا و ختن * گرفتش ببازوى شمشيرزن
در سال 1122 ميلادى خطائىها توسط قبايل جوچن
Juchen
يا چورچه كه بنام سلسله
Kin
( الطون خان ) مشهورند منقرض گرديدند ولى يكى از شاهزادگان آنها بنام يليوتاشى
( Ye - Liu - Ta - She )
ملقب به گورخان ( خان جهان ) به آسياى مركزى و ماوراء النهر رفت در آنجا سلطان سنجر را شكست داد سمرقند و بخارا را متصرف شد و سلسله قراختاى را تأسيس كرد كه تا سال 1211 ميلادى در قسمت اعظمى از آسياى مركزى حكومت ميكرد .
( Harlez , Histoire de I ? Empire Kin ou Empire d ? or . Paris 1877 . )
و مقاله قراختاى در انسيكلپدى اسلام .
ولى باوجود اين تغيير سلسله شمال چين همچنان ختا خوانده ميشد . با تسلط مغولهاى چنگيزخانى بر شمال چين و انقراض سلسله سونگ بدست قبلاى قاآن ( 1280 م ) لغت ختا به تمام چين تعميم داده شد ابن بطوطه نيز طبق اين روش معمول قسمت جنوبى را چين و قسمت شمالى آن كشور را ختا و شهر كانتن را چين كلان مينامد . اروپائيان كلمه ختا را به صورت
Cathay
درآوردند . ( ر ك به يول . كتاب ياد شده ) .
شمارهء 28
بندر مرگى
Mergui
را سيامىها مريد
Marid
و مردم برمه بيت
Beit
مىنامند ژروز بندر مرگى را يكى از بهترين و محفوظترين بنادر اين قسمت از جهان مىنويسد . بگفته او :
« بندر در تمام سال قابل استفاده لنگرگاه خوبى است و از همه بالاتر براى مرمت بدنه كشتى و دگل بسيار مناسب مىباشد و چوب مورد نياز براى ساختن كشتىهاى بزرگ بقدرى ارزان است كه اغلب ارزش بريدن را ندارد . » ( كتاب ياد شده ص 5 )
شمارهء 29
شوازى بتاريخ 25 نوامبر 1685 ( 28 ذيحجه 1096 ق ) در سفرنامه خود چنين مينويسد : « پادشاه از سفير ايران سخت خشمگين است چه او در تناسرى است و هزار نوع گستاخى مىكند . بوسيله كشتى انگليسى بانجا آمده و به ناخدا چيزى نداده است . حاكم تناسرى براى