در هند آن را عوض دينار خرج ميكنند و قسمى از آن را كه بوق « 1 » گويند تراشيده پيرايه زنان هندو ميسازند و اين محل متصل بملك راناست « 2 » كه راجه او زميندار آنجاست و اين نسبت به آنها كرده اقتدار تمامى دارد و ملكش نيز اوسع از آنهاست و سپاه قدرى دارد و حال مدتيست كه باج بپادشاه هندوستان ميدهد و در آن مملكت طائفه [ اى ] از هنود كه ايشانرا ناير « 3 » گويند هستند كه هر زنى چند شوهر دارد كه هريك متكفل يك امرى از امور ضروريه معاش او ميگردند و دستور چنانست كه يكى چون در خانه باشد چوبى بشكلى ساختهاند و در پشت در خانه ميگذارند تا ديگرى داخل نگردد و چون او بدر رفت چوب را برميدارند و نوبت به ديگرى ميرسد و بنابرين فرزندان ايشانرا پدر مشخص نيست وارث ايشان به اولاد نميرسانند و تمام را به زوجه ميدهند .
و من الغرائب شرح وقايعى كه بعد از ايام تباهى در كوچى روى داد انكه بعد از ششماه سرگردانى كه موسم شد از كوچى بكشتى نشسته روانه بندرعباسى گرديديم و از كوچى الى بندر عباس با باد موافق يك ماه راه است اتفاقا صاحب جهاز چون در سيام كشتى از وى بجبر به جهت اين بندگان گرفته بودند و او حكم رفتن به بندرى ديگر سواى سورت نداشت و درينمدت از ترس اظهار به احدى نكرده چون از آنجا لنگر برداشتند بمعلم جهاز ساخته بود كه به طرف بندر سورت « 4 » كشتى را برند و اين بندگان مانند اعمى كه به عصاكشى ديگرى به رسيدن معان « 5 » خويش شادمان باشد هر روز منتظر رسيدن به بندر مقصود ميبودند تا در روزى كنارى به نظر آمده بعد از تحقيق گفتند
هامش
( 1 ) - شنگ يا نوعى خرمهره كه آن را به هندى سنگه مىگويند . ر ك به تعليقات شماره 111
( 2 ) - منظور منطقهاى است از راجپوتانا كه تحت حكومت راجهجى سنگه بود . ر ك به تعليقات شماره 112
( 3 ) - در متن اصلى ملير آمده است كه به ناير تصحيح گرديد . ر ك به تعليقات شماره 113
( 4 ) - شهر سورتSuratدر جنوب شرقى گجرات . ر ك به تعليقات شماره 114
( 5 ) - معان : منزل - جايگاه