تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
محابا نكرده به دل جمعى « 1 »
« عَسى رَبُّكُمْ أَنْ يُهْلِكَ عَدُوَّكُمْ »
« 2 » خوشدل و بر وفق
« لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ »
« 3 » اميدوارى تمام حاصل نموده و رفته‌رفته تيقن در نصرت بهمرسانيده پاى شكيبائى و اصطبار قائم نموده در جنگ دادمردى و مردانگى ميدادند تا انكه شاهباز زرين چنگال آفتاب از اوج آسمان به عزم صيد غراب سياه بال شب‌رو به پهن‌دشت مغرب نهاده مانند خيل زاغى كه از چنگ شاهين تند پرواز گريزان گردند بعد از انكه دو غراب و چندين كس ايشان بضرب توب صاعقه بار و تفنگ دوزخ‌شرار و تير الماس‌پيكان غريق بحر غضب يزدان شده بودند تاب مقاومت نياورده اختر زحل اثر اقبالشان رو به ادبار و مغرب زوال گذاشته بنوعى كه شيوه اينقسم جماعت است پشت داده از روى دريا مانند حباب پوچى كه تاب تلاطم امواج دريا نياورده به اقبال بيزوال ابدى الاتصال آواره ظلمات عدم گرديدند هريك از جوانان را آنچه از دست آمد در جنگ و جدال كه تفصيل آن موهم بعضى مراتب است در راه ولينعمت خود تقصيرى نكرده مردانگى نمودند و به حمد اللّه كه گوى مردانگى و يكرنگى از ميدان بندگى ربودند . و من الغرائب آنكه عرض آن باعث ازدياد مراتب اخلاص و يكرنگى شنوندگان ميگردد آنست كه دو صندوق يراق سپرده كه از آن جمله تاج و طومار و شمشير مرصع و ديگر يراق مجلس داشت دوازده توب به دور و حوالى آن خورده آنچه صناديق ديگران بود از هم شكافته آنچه داشت از حيز انتفاع افتاد و خدشه [ اى ] به آن صناديق نرسيده گلوله توپ چون به آنها رسيد همه بپاى صندوق ريخته سرد شده بود و بعد از خلاصى از آن مهلكه به چند روز ديگر بسرخور سورت رسيدند و چون جماعت انگليس باعتبار ادعاى
هامش
( 1 ) - دلگرمى - اتكاء - خاطر جمع شدن : « بعد دلجمعى از طرف ناموس . . . » ( سيرا المتاخرين - كتاب ياد شده . ص 356 ) ( 2 ) - ماخوذ از آيه 127 سوره 7 ( الكهف ) . در متن « و عسى » آمده است كه « واو » زائد حذف گرديد . ( 3 ) - مقتبس از آيه 55 سوره 29 ( الزمر )
سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى ) — صفحة 225 | محمد ربيع بن محمد ابراهيم / عباس فاروقى