احوال ايشانست چه كشتى و غراب و سنبوك بسيارى دارند و آنها را در دريا انداخته به امر دزدى و گرفتن جهازات مترددين واداشتهاند سوى جهازات فرنگيان كه مكرر خود را به آتش سوزان امتحان ايشان سوختهاند و چون كشتى ديدند آمده شروع بجنگ و جدال كرده تا جان دارند در گرفتن آن ميكوشند و سندى كه در باب حليت اين امر ابراز مىكنند آنكه خدام شافع « 1 » در تفسير
أُحِلَّ لَكُمْ صَيْدُ الْبَحْرِ وَ طَعامُهُ
« 2 » و صيد بحر را كشتى گرفته و به اين نحو آن را تفسير و فتوى كرده است كه كشتى مردم ميتوان گرفت و بر اين كس حلالست و دليل ايشان آنكه اگر از مال كفار است بر مسلمان حلال و اگر از مسلمانست بمقتضاى
« إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ »
« 3 » البته برادران را در مال همديگر حقى و نصيبى است و هر طائفه كه در كشتى باشد ميكشند بجز مسلمانان كه بعد از اقرار بحليت اموال ايشان را عريان كرده زادى كه خود را به جائى توانند رسانيده داده ايشانرا روانه ميكنند .
و من الجزاير : قريب بانولايت
جزيره ديو « 4 » محليست كه پادشاهى دارد مسلمان بمذهب شافعى و در آنجا عنبر بهم ميرسد و ميگويند كه پادشاه آنجا تختى ساخته از عنبر و خود در بالاى آن تخت نشسته تختى ديگر روبروى آن گذاشته خود نشسته قرآن بر فراز آن تخت عنبر ميگذارد و در آنجا معدلت و دادخواهى مينمايد و در بندر آنجا اقسام صدف « 5 » غوص كرده بولايات هندوستان مىبرند و
هامش
( 1 ) - منظور ابو عبد اللّه محمد بن ادريس شافعى ( متوفى در سال 203 ه ) بنيانگذار مذهب شافعى مىباشد .
( 2 ) - در نسخه اصلى « و احلت لكم صيد البر و البحر » آمده است كه به صورت بالا مقتبس از آيه 97 سوره 5 ( المائده ) تصحيح گرديد .
( 3 ) - ماخوذ از آيه 10 سوره 49 ( الحجرات )
( 4 ) - ديوDiv( اروپائيان آن را بهDiuتحريف كردهاند ) بندرى در جزيرهاى به همين نام و يكى از مراكز مهم تجارت درياى هند . ر ك به تعليقات شماره 109
( 5 ) - در متن خزف آمده است كه به صدف تصحيح گرديد چون خزف بمعنى سفال است .
در اينجا منظور خرمهرههاى كوچكى است كه به هندى كوژى( Kauri )ميگويند و در داد و ستد به كار ميرفته است . ر ك به تعليقات شماره 110