تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
ظلمى كه از عمال سورت بايشان ميرسيده و هرچند عرض احوال خود بدرگاه فرمانفرماى ممالك هندوستان مينموده‌اند بجواب نميرسيد و نهايت خفت و آزار ميكشيده‌اند حقيقت احوالاترا بعرض پادشاه خود ميرسانند او به عهده جندرال « 1 » كه عبارت از سردار است نموده چند جهاز جنگى فرستاده مقرر نموده بود كه راه بر تجار و مترددين آن بندر سواى جماعت ولنديس و ديگر جماعت نصارا كه نزاع با ايشان در دريا قدرى آب ميبرد بسته مانع از تردد مترددين گرديده هر جهازى كه از مردم سكنه سورت باشد يا خواهد به سورت رود يا برآيد بگيرند و مال و اسباب و جهازات ايشانرا ضبط و صاحبان را مرخص سازند كه ايشان رفته شكوه و شكايت و عرض احوال خود كه باعث تحقيق و تشخيص احوال انگليس است نمايند و جندرال به لنگرگاه ن بندر جهازى در نهايت عظمت و بزرگى كه سه طبقه و هشتاد نوب‌سوار و دويست نفر مرد جنگى داشت فرستاده كه در آنجا بوده اگر احيانا جهازى آمدوشد كند بگيرند . اتفاقا جهاز اين بندگان كه از مال سكنه سورت بود و در آن اوقات وارد شده لنگر كرد هماندم آنجهاز لنگر برداشته خود را نزديك به اين جهاز رسانيده كس فرستاده تحقيق اينكه از كجا مىآيد و چه متاع دارد و چه جماعت در او هستند نمود . و چون معلوم نمود كپيتان آن جهاز جانشين خود را با جمعى از سپاه به بالاى جهاز نزد اين بندگان فرستاده لوازم محبت و مهربانى نموده دست از تاخت و تاراج جهاز برداشته نشان « 2 » پادشاه خود را برآورده و چند نفر از مردم خود را بحفظ و حراست آن تعيين نموده و صباح آن روز كس فرستاد كه چون حكم شده كه آنچه جهازات مردم
هامش
( 1 ) - بطوريكه قبلا اشاره شد مردم محلى در اين دوران كلمه جندرالJandralرا بجاى جنرالGeneralبه كار مىبردند . در اينجا منظورSir John Childمدير ارشد كمپانى هند شرقى انگليس در هندوستان و فرماندار بمبى مىباشد كه از طرف برادرشSir Josiah Childرئيس شركت در لندن ماموريت يافت كه كشتىهاى هندى را توقيف نمايد . ر ك به تعليقات شماره 116 ( 2 ) - منظور از « برآوردن نشان » افراشتن بيرق انگليسى روى كشتى تسخير شده به علامت تصرف آن است .
سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى ) — صفحة 226 | محمد ربيع بن محمد ابراهيم / عباس فاروقى