تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
تخت عظيم است ميرسد پيوسته مدار خود را به لهو و لعب گذاشته تن بعيش دوام و غفلت شرب مدام داده هميشه به طرب و نشاط مشغول ميباشند و ساقى ايام باده غفلت بجام او مىپيمود و مطرب تقدير نواى مخالفت با او ميسرود و از سفاهت وزير كشور وجود يعنى خرد مشير را از مرتبه خود انداخته غرور و نخوت را صاحب اختيار خود ساخته چنانچه سر از خداپرستى تافته و خود را از تخت معدلت به زير انداخته و دست از حبل المتين دادخواهى و رعيت‌پرورى برداشته اهل هزل و جمعى نااهل عارى از اصل و علم و ادب را هم‌صحبت خود ساخته و جمله مهام خويش را بدست شكسته فرقه [ اى ] كه از عز اصالت و امانت و راستى و درستى بهرهء نداشتند داده « 1 » و بدون اينكه زر وجود ايشان را در بوته امتحان گذارد و بعد از آن محل اعتماد و اعتبار خود سازد زمام رتق‌وفتق مهمات كلى و جزوى آنحدود به كف كفايت ايشان نهاد و بنابر مضمون :
هركه از ناكس طمع دارد وفا * از درخت بيد ميجويد ثمر
بنوعى كه شيوهء دونان است چون ايادى اقتدار و تعدى ايشان در امور مملكت دراز مىشود پا از اندازه گليم عاقبت‌انديشى فراتر نهاده « 2 » بر وفق اينكه :
ناپاك اصل گرچه در اول وفا كند * آخر از آن بگردد و عزم جفا كند
هامش
( 1 ) - در سال 1624 ميلادى امپراطور هىتسونگHi Tsongكه پيوسته به عيش‌ونوش مشغول بود كليه اختيارات حكومت را به خواجه‌اى بنامWei Chung - hsienسپرد . خواجه مزبور كه مقتدرترين خواجگان تاريخ چين محسوب ميگردد با خشونت بيسابقه‌اى حكومت كرد و صدها نفر از مخالفين و اصلاح‌طلبان وابسته به « جنگل شرق »( Tong - lin )را سركوب و از دستگاه حكومتى اخراج و جاى آنان را به عوامل بىلياقت ولى چاپلوس خود داد . و مالياتهاى سنگين وضع نمود كه سبب بىنظمى و شورش گرديد . اگرچه امپراطور جديد ( 1627 ) وىWeiرا از كار بر كنار و تبعيد نمود ولى هجوم منچوها از خارج و ياغيگرى فرماندهان نظامى در داخل كشور همچنان ادامه يافت و برقرارى نظم از هم‌گسيخته ديگر مقدور نگرديد . ( ر ك فصل 18 .Tsu Chi ; Histoire de la Chine . Trad . Franc . Paris . 1949) ( 2 ) - در نسخه اصلى : فراز نموده