معموريست و اهل آنديار در صورتگرى و ساختن غرايب از اكثر اهل روزگار ممتاز و بافتن و ساختن نقشها و جامهها حيرتفزاى ديده ناظرينند و چون ارباب دانش بقلم مانى نگار صورت احوال آن ديار بتمامى بر صفحهء اظهار نگاشتهاند لهذا دست از تجديد آن برداشته به ذكر بعضى احوالات سانحه كه در آنولايت روى داده بنابر - انكه خالى از غرابتى نيست متوجه گرديده چون نقل آن باعث بصيرت و آگاهى ارباب هوش است بعرض مىرساند و تفصيل اين اجمال انكه شخصى از وزيرزادگان آنجا مسمى به موش « 1 » كه خالى از زيور كمال و هوش نبوده از چنگ گربه ظلم و ستم سگان آنولايت گريخته به شهر ناو آمده در خدمت پادشاه شهر ناو ميبود و در تحقيق بناء احوالات آنجا چنان نقل مينمود كه اول كسى كه بناى آبادى به چين نهاد به اعتقاد او پئانكو « 2 » نام شخصى بوده و در باب اينكه او چگونه مردى بوده و به چه وضع پيدا شده مزخرفات بسيار ميگويند و بوجود رسل و انبياء و از آدم تا خاتم به هيچ يك قايل نيستند و ايشان پئانكو را رب ميدانند و همه مردم آنديار كافرند و حال نيز شبيه او را در صنمكده گذاشته عبادت ميكنند و بنابر قلت عقل قائل به فوت او نيستند و او را زنده ميدانند . و اما در كتب تواريخ مسطور است كه چين نام يكى از اولاد يافث بن نوح است « 3 » كه به عمارت چين پرداخته آن بنا را بنام خود موسوم ساخته و بنابر گفته آن قائل و تابعان از آن زمان تا اين اوان پادشاهى را منحصر و مخصوص اولاد او ميدانند و چون زمان سلطنت به چنگچن « 4 » كه به معنى صاحب
هامش
( 1 ) - كذا فى الاصل . احتمالا اين اسمMu Tsuبوده كه به صورت بالا تحريف گرديده است .
( 2 ) - در متن پنكوسى آمده است كه به پئانكوP'an Kuتصحيح گرديد . ر ك به تعليقات شماره 101
( 3 ) - مسعودى چينىها را از اعقاب عامور بن يافث بن نوح ميداند . ( مروج الذهب كتاب ياد شده . جلد اول فصل 15 )
( 4 ) - در متن اصلى چنكپچين آمده است كه به چنگچنCh'ong chenتصحيح گرديد چنگچن آخرين پادشاه سلسله مينگMingدر سال 1627 ميلادى جانشين برادرش هىتسونگHi Tsongگرديد . ر ك به تعليقات شماره 102