تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
عباى كوتاهيست و قدش مثل ارخالق است پوشيده زير جامه مانند كراده « 1 » كشتى - گيران از مخمل و زربفت دوخته و ساعتى پوشيده‌اند و در روزهاى ديگر لنگى بدستور ساير مردم بسته برهنه مىباشد و موى سر ميگذارند و از داشتن ياقوت بخشى كه برده‌اند اينكه چند عدد از آن‌كه چشم صيرفى جهان مانند آن نديده بر طبقى گذاشته هميشه در پيش خود ميگذارند . و از عدم تميز آن بزرگ نقل ميكنند كه شخصى از مردم تجار ايرانى كه در انولايت ساكن بوده مدتى زحمت كشيده درخت انجيرى ميكارد و آن نهال بعد از محنت بسيار مثمر شده به حد كمال ميرسد انگاه از آن انجير بىنظير كه دست قدرت باغبان بر طبق و التين « 2 » نهاده حلوائى زيبا از قند و خشخاش به جهت ميهمانان مائده حيات ترتيب داده است بر طبقى گذاشته به جهت يكى از وزراء پادشاه ميفرستد و چنانچه مشهور است كه ميوه خوب نصيب كفتار است « 3 » آن حريص شغال صفت كه پيوسته به خوردن كباب مار و وزغ و مرغ مرده و ديگر چيزهاى گنده در ايام تعيش خويش پرورده است بعد از بلع يكى از آنها در مذاقش خوش مىافتد و قدرى به جهت ديگر وزرا فرستاده ايشان نيز متفق اللفظ و الطبع در حضور پادشاه رفته تعريف آن ميوه كه از باغ صنع آفريدگار نمونه‌ايست نموده استدعا ميكنند كه اگر مقرر شود عددى چند از آن ميوه بحضور برده ميل فرمايند در جواب مىگويد كه چگونه چيزى كه در خانه كئك « 4 » يعنى غريب بهم مىرسد ما ميل كنيم . بعد از التماس بسيار مىفرمايد خوبست برويد و درخت را از خانه آن كنده آورده به باغ ما غرس كنيد و از ميوه آن چندى به حضور آوريد . وزراء بفرموده عمل مىكنند . و از دستور مستحسنهء آن پادشاه آنكه چون حكم عظيمى كند مقرر داشته كه تا سه روز
هامش
( 1 ) - در متن كرده آمده است كه به « كراده » تصحيح گرديد . در فرهنگ‌هاى معتبر فارسى مانند آنندراج - برهان قاطع - نفيسى و دهخدا كراده منحصرا بمعنى « جامه كهنه پاره پاره » ضبط شده است . ( 2 ) - اشاره است به آيه 1 سوره 95 ( التين ) ( 3 ) - در « امثال و حكم » دهخدا ضبط نشده است ( 4 ) - در متن اصلى « كيك » نوشته شده كه به صورت « كئك »( Khaeg )كه در سيامى بمعنى « ميهمان » است تصحيح گرديد .