تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
گذرانيده مطالبى كه دارند به وساطت ترجمان معروض داشته اولك و سجده مانند شهر ناو نموده و او بعد از اخذ آنچه آورده‌اند بقدرى قيمت منظور داشته در عوض آن بقدرى زياده چند عددى ياقوت كه ميخواهد در جائى بسته سر به مهر آورده بدون اينكه به او نمايند يا آنچه داده اين مبلغ مىارزد يا نه داده روانه‌اش ميكنند « 1 » . و الحق پادشاهان زير بادات بلكه تمام كفره را از نعمت احسان‌بخشى و نصيبى و بهره [ اى ] نيست چه بمضمون السخاء شجرهء فى الجنه « 2 » همچنانچه از ستايش و عبادت كريم واجب التعظيم محرومند از التذاذ شهد بخشش كه ثمر نخل باغ نعيم است بىبهره‌اند به حمد اللّه كه از تمام مشتهيات اين جهانى نيز بخشى نبرده جنگل‌نشين حيرتند و بجز روئيان كه علماء اينطائفه‌اند در حين مردن منتفع از ايشان ميشوند و از داشتن مال بجز انكه صرف ساختن صنمكده‌ها و اصنام كرده در زير پاى بتان دفن مىكنند و مبلغى در وقت سوختن خود صرف مىنمايند « 3 » از آن انتقاعى ديگر نمىبرند و بهره‌اى از آن ندارد و پادشاه آنجا را نيز لشكر و خدم و حشم عليحده نيست و وضعى و لباسى نمىباشد و سكنه آن ولايت نيز به ساتر عورت اكتفا كرده همه سروپا برهنه مىباشند و موى سر ميگذارند و پادشاه آنجا نيز در آن روز مقرر ساعتى مانند كلاه لعبت‌بازان چيزى كه از چوب خيزران بافته و روى آن را ملمع به ورق طلا كرده‌اند بر سر گذاشته از ترس اينكه از سرش بيفتد مانند تحت الحنك با ريسمانى كه در سر آن دو قلابه بسته‌اند در زير گلو گذرانيده محكم بسته و جامه‌اى كه آستين و اندامش مانند
هامش
( 1 ) - رجوع كنيد به تعليقات شماره 99 ( 2 ) - اسدى ميگويد :سخاوت درختى است اندر بهشت * كه يزدانش از حكمت محض كشت( 3 ) - تاشارد كه هنگام سوزاندن جسد يكى از رهبران مذهبى پيگو حضور داشته آن مراسم باشكوه را به تفصيل شرح مىدهد . ( كتاب ياد شده . ص 226 )