تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
اينجماعت از نسل آل برمك باشند كه هارون بنابر سبب مشهور چنانچه در متون كتب مسطور است بنيان جمعيت ايشانرا منهدم و متفرق ساخت جمعى از ايشان گريزان شده به طرف خطا رفته مسكن نموده باشند و در زمان سابق چنانچه پيشتر عرض شد شهر ناو نيز از جمله سرحد اينولايت و در تحت تصرف پادشاه آنجا بوده و اين شهر از يكطرف متصل به طرف ولايت رخنگ « 1 » است كه پادشاه عليحده دارد و آنجا را داخل خطا ميدانند و همچنين كشيده شده است تا سرحد اختتام بنگاله و از يك سمت متصل به چين است و مس و عود و بقم و صندل و آهن و فيل و گرگ در آنجا بسيار است و شهر آوه « 2 » پاىتخت پادشاه آنجاست و معدن ياقوت در سرحد اينولايت واقعست مشهور و موسوم به غاپلان « 3 » و از يكطرف متصل بدشت قپچاق « 4 » و از پاى تخت او الى آنجا مدتى راه و در نهايت سرديست و بنابر دورى و ازدياد جنگل در طريق پادشاه آنجا را بواقعى در تصرف و ضبط خود نميتواند آورد و تمام اوقات در
هامش
( 1 ) - در متن رخن آمده است كه به رخنك تصحيح گرديد . ر ك به تعليقات شماره 98 ( 2 ) - آوه( Ava )پايتخت كشورى به همين نام در سال 1365 ميلادى بنيان گرديد و چون شهر در كنار مردابى كه به رودخانه ايروادى( Irrawadi )منتهى ميگردد واقعشده بود آن را انگ‌وه( Eng - Wa )( در زبان برمه بمعنى دهانه درياچه ) ناميدند . با گذشت زمان اين كلمه به آوهA - Wa( دهان ) تبديل گرديد . ( هابسن - جابسن . كتاب ياد شده مادهAva) ( 3 ) - در نقشه ترسيمى توسط برادر مئوروFra MAUROكه در قصر دوك‌هاى شهر ونيز نگاهدارى مىشود در شمال آوه محلى بنامCapelanمعدن ياقوت نوشته شده است . ( 4 ) - امروز معادن ياقوت برمه در ناحيه مگوگMagogدر شمال شرقى آن كشور بين رودخانه ايراوادى و ايالت‌شانShanواقعشده و بين اين ناحيه تا دشت قپچاق يعنى شمال درياى خزر جنوب سيبرى فاصله بسيارى است . ولى وارتما در قرن 16 ميلادى مىنويسد كه ياقوت را از شهرى بنامCapellanكه فاصله آن تا پيگو 30 روز راه است به آنجا مىآورند . ( سفرنامه ياد شده . ص 179 ) . جواهرفروش فرانسوى تاورنيه نيز در حوالى سال 1660 ميلادى مىنگارد كه معدن ياقوت در كوهى است بنامCapelanبفاصله 10 روز راه تا سيرن در جهت شمال شرقى . « فاصله سيرن تا آوه را روى رودخانه با كشتىهاى ته‌پهن حدود 60 روز طى مىكنند و از طريق خشكى رفتن به آنجا مقدور نمىباشد چه همه راه جنگل است پر از شير و فيل و پلنگ » . ( سفرنامه ياد شده . جلد دوم . ص 355 )
سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى ) — صفحة 198 | محمد ربيع بن محمد ابراهيم / عباس فاروقى