بر صفحه عرض مينگارد كه اگرچه سبق عرض يافت كه درين بحار جزاير و كنار بسيار است نهايت چون مسافت حكايات آنها دراز و دور و ادهم قلم از قطع آن معترف بعجز و قصور بوده اكثر آنها از جهت مقصد جدا و خارج از طرف و سمت مدعاست لهذا انعطاف خامهء مطلب نگار به طرف دو شهر از آنها كه متصل و منتهى به شهر ناو است ميسازد .
پيگو « 1 » كه شهريست معمور و از شهر مزبور الى شهر ناو ده روز است و از تناسرى پنج شش روز و چنان مشهور است كه اين شهر در تحت تصرف پيران ويسه بوده است و چاهى كه بيجن در آن محبوس بود آنجاست و در نزهت القلوب آن چاه را در باب الابواب « 2 » نشان داده و باعتبارى كه از تركستان دور است از راه صواب دور ميمانند و حال نيز فلوسى كه در آنولايت خرج مىشود مشهور به ويس است كه از قلع ويسه پدر پيران ساخته و بر آن سكه زده « 3 » . و مردم آنديار بطريق جماعت سيام به عبادت و پرستش اصنام اشتغال دارند و مايعرف و اموال خود را در ساختن صنمكدهها و بتخانهها مصروف ميسازند و بخلاف شهر ناو سكنه انجا اكثر سيام بوده پادشاه ايشان عباسيست و در شهر ناو پادشاه سيام و اكثر رعيت عباسى ميباشند « 4 » و دور نيست كه
هامش
( 1 ) - ر ك به تعليقات شماره 26
( 2 ) - در بندر خزر ( در داغستان )
( 3 ) - در متن ويسه نوشته شده كه به ويس تصحيح گرديد . واحد وزن معمول در پيگو ويسه ( يا صحيحتر ويسViss) نام داشت . نونيس در سال 1554 آن را « برابر با چهل اونس » يا تقريبا 974 گرم مىنويسد .
( ص 38 .Nunes , Livro dos pesos da Ymdia , eassy Medidas e Moedas . Lisbon . 1878) همين نويسنده اضافه مىكند كه در پيگو ضرب سكه معمولى نمىباشد بلكه آنچه كه براى تبادل كالا به كار ميرود تكههاى خردشده وسائل خانگى از فلزى است كه گنس( Gansa )مىنامند . بنوبه خود سياح ايطاليائى فدريچى( Federici )در سال 1568 قيمت يك ويس از اين فلز ( آلياژ مس و سرب ) را 2 / 1 دوكا مىنويسد . ( هكلويت . كتاب ياد شده . جلد دوم . ص 367 ) ظاهرا تشابه لفظى بين اين واحد وزن و نام سپهسالار افراسياب و حكايت شنگل و فتح ملك بنگ ( بنگاله ) در شاهنامه اين افسانه را بوجود آورده است .
( 4 ) - ر ك به تعليقات شماره 97