تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
يكى باتمام ميرسد و طريقهء آن چنانست كه چندين بيضهء فولاد در جاى نمناك تا چند سال دفن كرده بعد از انقضاء مدت آنها را برآورده هريك كه علتى نكرده است به كوره برده بناى شمشيرى بر آن گذاشته باز چنان بخاكش دفن ميكنند و بعد از مدتى باز برآورده به كوره مىبرند تا چند مرتبه از اينقرار به عمل آورده آنگاه ساعتى و وقتى خاص باتمام ميپردازند و اينكه آبگيرى آن از چه ميكنند معلوم نيست « 1 » و چون اراده مناكحه كنند دستور چنانست كه قبضه [ اى ] برسم شيربها زوج به زوجه و ديگرى زوجه بزوج ميدهد و زنان آنجا آن را باعث زينت دانسته خود را محلى و مزين به بستن آن ميدارند . و چون اينجزيره به چين نزديكست اكثر مردم آن و اهل اصناف كار باينمكان آمده بصنايع و بدايع پرداخته اكثر تحف از چوب و طلاآلات و نقره‌آلات و چينى ميسازند و چينى آنمكان در نهايت خوبى و نزاكت است نهايت در پيش اهل ديد كم‌بهاست و باعتبار خامى و مثل مشهور كه كاسه از آش گرم‌تر است آنها تاب حرارت نياورده زود مودار مىشود و كاغذ موسوم به خان باليغى درينجزيره ميسازند و تسميه آن به خان باليغى « 2 » خطائيست كه در ميان مردم اشتهار يافته . و زر رايج آنولايت كه از راه انتفاع به اطراف و جوانب مىآورند ورقيست از طلا به وزن سه مثقال و چهار دانگ كه در آنجا از قرار مثقالى هزار دينار و در شهر ناو بهزار و سيصد دينار خريد و فروخت مىشود . « 3 » الباقى اللّه اعلم بحقايق الامور .
هامش
( 1 ) - مندلسلو مىنويسد كه ژاپنىها براى تهيه فولاد روش مخصوصى اختراع كرده‌اند يعنى « بدون اينكه آتش به كار برند آهن را در يك چليك كه از داخل بقطر 2 / 1 پا گل‌اندود شده ميريزند و پيوسته روى آن ميدمند و [ هربار ] يك چمچه از آن برميدارند تا بشكلى كه ميخواهند درآورند به نحوى بهتر و با مهارتى بيشتر از آنچه كه ساكنين شهر ليژ( Liege )قادرند انجام دهند . » ( مندلسلو - كتاب ياد شده . ص 200 ) ( 2 ) - در متن خان بالغى نوشته شده كه به خان باليغى تصحيح گرديد . ( 3 ) - سكه‌هاى طلاى ضرب‌شده توسط شگون در سال 1695 به شكل بيضى : سكه يك ريوRyoيا( Genroku Koban )به ابعاد 35 / 6 * 38 سانتيمتر و به وزن 86 / 17 گرم بوده و سكه ده ريو( Genroku Oban )به ابعاد 4 / 9 * 64 / 40 سانتيمتر و 45 / 164 گرم وزن داشته است
سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى ) — صفحة 196 | محمد ربيع بن محمد ابراهيم / عباس فاروقى