آزارى كه دارم ترك نمودهام تا صحيح شوم « 1 » . و بعد از آن در آن خانه بايد باشد و آنچه در عوض اسباب از طلا و ديگر چيزها خواهد سياهه گرفته مىروند تا آنروزى كه موسم رسد . آنگاه آنچه خواسته باشد سامان كرده بسته به بالاى كشتى فرستاده آمده او را مطلع ميكنند كه وقت رفتن شما رسيد و آنچه طلب كردهايد سامان شده و طلب شما اين و تنخواه آنست الحال برخاسته برويد . و احتمال ندارد كه از موسم احدى را بگذراند كه تجاوز كند و چون ولنديس چنان حيله كرده و خود را يكرنگ شناسانيده اكثر اسباب كثير النفع باب آنولايت را از هر جا مختص خود ساخته بانجزيره برده انتفاع عظيم ميبرد و يا ايشان نيز از راه عدم احتياج بنوعى سلوك ميكنند كه با ساير تجار در باب برنيامدن از خانه و سودا و معامله با مردم آن ديار قدغن كردهاند .
و پادشاه « 2 » آنجا از كشت و زرع مال و منالى نميگيرد و سلوكش چنانست كه هر روز از صبح تا ظهر و از شام تا نصف شب بديوان مشغول و بجزئيات احوال سكنهء آنجزيره مطلع مىباشد و در وضع و لباس با عباسيان ادعاى يكرنگى مىكند « 3 » و از معدلتش انكه وقتى يكى از شرار ناس آنولايت دست يافته بوساطت احدى از مقربان بعرض آن عاليشأن مىرساند كه هرگاه ساختن و فروخت بعضى اسباب را قدغن نمايند كه احدى پيرامون نشده فروخت آن را مختص من سازيد هر ساله فلان مبلغ بسركار مىدهم به اين شرط كه از قيمت سابق چيزى زياد بفروشم پادشاه ميگويد كه امرى كه از زمان قديم تا حال مال و منالى نداشته و هركه خواسته به اتمام آن پرداخته وجه معيشت خويش ساخته است من چگونه به جهت نفع خود قطع روزى جمعى كنم اولى آنكه آنشخص را با واسطهء كه جرأت عرض چنين مطلبى كرده او و اولاد او بقتل رسانيم
هامش
( 1 ) - ر ك به تعليقات شماره 93
( 2 ) - منظور شگون است .
( 3 ) - معمولا شگون ردائى سياهرنگ بر تن ميكرد و اينجا مؤلف سفينه اشاره به تنپوش و پرچم سياه خلفاى عباسى كه بعد از شروع مخالفت با خاندان امامت آن را بجاى پرچم سبز انتخاب نمودند كرده است .