تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
كمانى با چند تير از ايشان بدست يكى از عملهء كشتى مىافتد چون قدرى طى مسافت ميكنند در دريا صاعقه و باد مخالفى بيكمرتبه بهم ميرسد نزديك به آنكه كشتى شكسته و غرق شود ايشان مضطرب شده سكنه كشتى گمان مىبرند كه اين باعتبار آوردن تير و كمان آنجماعت است كه ايشان بسحر و جادوئى مشغول شده‌اند لهذا رمى سهم و كمان ايشان به دريا كرده بعد از ساعتى آن طوفان بر طرف مىشود و از انمهلكه ميرهند و مذكور ساختند كه با انجماعت قدرت و قوتى كه از حيثيت جثه و توانائى بدن باشد نبود نهايت حربه بر ايشان كارگر نمىشد و عرض اقدامشان به قدر نيم ذرع بود و از جملهء حكاياتى كه بر السنه مشهور است اينكه مسموع مىشود كه درين جزيره آبى است كه حضرت واهب بىمنت از سرچشمهء كيميائى لطف بىآلت و از عين قدرت خود درين جزيره جارى كرده كه چنانچه فيما بين ارباب اين صناعت مشهور است بدون آنكه آن شىء را تحليل يا تكليس يا تحمير يا تقطير « 1 » كنند به هرچه زنند طلاى خالص مىشود و منشاء اطلاع بر اينمقال انكه ميگويند كه در وقتى كشتى در حين عبور از حوالى آن جزيره طوفانى و غرق مىشود و بعضى از ايشان بر تخته پاره سوار شده خود را به آن جزيره مىرسانند و چون داخل ميشوند سكنهء آنجا ايشان را گرفته پاره‌پاره كرده بتحفگى به يكديگر ميفرستند . اتفاقا فيما بين ايشان يكى حجام و دلاك بوده چون نوبت كشتن به او مىرسد آينه‌اى كه همراه داشته برآورده صورت ايشانرا بايشان مينمايد مومى اليهم از مشاهدهء آنصورت غريبه متحير شده او را نزد بزرگ خود مىبرند و صورت ديده را مواجهه با او ميگوئيد چون بر گفته خود دليل روشنى داشته‌اند عرض ايشان موجه افتاده دست از كشتن او
هامش
( 1 ) - در متن تعليل و قطمير آمده است كه به تخمير و تقطير تصحيح گرديد . اصطلاحات ذكر شده از اعمال تدبير در علم كيمياست : تكليس : تبديل كردن اجسام سخت به مواد ريز و گرد مانند . تحليل : حل كردن جسمى در مايع به طرق مختلف . تحمير : تركيب كردن جسم با مواد ديگر تا جسم سرخ‌رنگى بدست آيد . تقطير : فروچكانيدن با حرارت در قرع و انبيق . ر ك : محمد ذكرياى رازى : كتاب الاسرار . ترجمه و تحقيق شيبانى . تهران 1349