تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
اوقات صداى ساز و آواز خوش مىآيد « 1 » و گاهى روشنى چراغ ميتابد و كسى نميداند كه چيست و ميگويند اول جزيره سيلان و اينجزيره در تصرف جنيان بوده و پادشاه ايشان در هفته يك مرتبه از سيلان پرواز كرده بدينمكان مىآمده و عشرت ميكرده و باز معاودت مينموده و اثر عمارت و تخت آن پادشاه در قله آن جبل هست كه مشخص مىشود كه كار ايشان نيست . و ديگر چشمه‌ايست كه اگر احدى آزارى اتفاقا بهمرساند و مرض الموت نباشد چون به آن چشمه رود شفا مىيابد اگرچه آزار در انولايت سواى مرض موت بسيار ناياب و كم است « 2 » . و من الحكايات و از جمله نقلهاى مشهور انحدود انكه به چند سال قبل از اين جماعتى از فرنگيان جهازات بسيار مستعد كرده به قصد تسخير انجزيره فرستاده بودند چون سردار ايشان بر لنگرگاه رسيده شروع بجلادت مينمايد خبر بپادشاه ميرسد و مومى اليها كس نزد سردار ميفرستد كه صباح خود يا معتمدى بساحل فرست تا مهمان ما بوده مطلبى كه داشته باشى بمقام اعلام درآورد كه در آن باب فكرى كرده شود . سردار فرنگى خود بساحل مىآيد و بعد از انعقاد مجلس در ميان ماحضر هندوانه درستى گذاشته بوده آن را با كاردى نزد او آورده اعلام ميكنند كه پادشاه به جهت تو فرستاده تناول كنيد فرنگى هرچند با كارد و شمشير ميخواسته رخنه در آن كند نميتوانسته بعد از جمعى از كنيزان آمده هندوانه را پاره كرده نزدش ميگذارند و چون از خوردن آن فارغ مىشود از زبان شاه اعلام ميكنند كه هرگاه تو قدرتى بر پاره كردن هندوانه ندارى چگونه حبه ازين هندوانه سربسته كه عبارت ازين جزيره
هامش
( 1 ) - عجائب المخلوقات از قول ابن فقيه مىنويسد كه در جزيره برطايل كه نزديك زابج است كوههائيست كه از آنها « آواز طبل و دف » شنيده مىشود و دريانوردان بر اين عقيده‌اند كه آنجا مسكن دجال است و از آنجا بيرون خواهد آمد . ( كتاب ياد شده . ترجمه فارسى . ص 167 ) ( 2 ) - صاحب حبيب السير نيز مىنويسد : « در حدود چين چشمه‌ايست كه چون مريضى آب آن را بياشامد اگر مردنى باشد فى الحال جان بقابض ارواح سپارد و الا در ساعت صحت يابد . . . » ( كتاب ياد شده جلد چهارم . ص 667 )