تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
باشد چون از اطعمه بطور متعارف ايران التذاذ يافته و ايشان خود خوب به عمل نميتوانند آورد اعلام ميكنند كه از اطعمه لذيذه و حلويات حسب المقدور پخته بحضور فرستند و پادشاه و اهل انجا نهايت سيرت و عصمت دارند « 1 » چنانچه اگر غيرى در حين ورود و عبور از انجا به ديوار خانه‌هاى ايشان نگاه كند و در آن كوچه بسيار تردد نمايد اول دفعه انشخص را منع ميكنند كه اينحركت در اينولايت بسيار عيب است و اگر من‌بعد چنين كنى خود را به هلاكت خواهى انداخت پس اگر انشخص بيمطلب و خالى از غرض بوده و چنين حركتى كرده يقين كه آن را بر طرف مىكند و الا كه سخن نشنود مدعى بحضور ديوان رفته در آن باب بعرض مىرساند و چند شاهد گذرانيده چون ثابت شد كه انشخص اينحركت مكرر كرده خنجر برهنه بدست مدعى داده حكم بقتل وى ميكنند . نهايت اعتبار و مداخل ايشان و ديگر زيربادات بداشتن زيادتى كنيز و غلام است و معمول چنانست كه بر كنيزان و غلامان هر روز مبلغى قرار داده‌اند كه بايد بسركار اقا داده بهر كار كه خواهند قيام نمايند خصوصا در اين جزيره كه در سركار پادشاه و سكنه انجا كنيزان بسيار از هر طائفه هست و قرار چنان داده‌اند كه شبانه‌روزى چند بسركار داده دانه هركس را در آسياى ساليانه كرد خود خورد كرده بعد از وجه معيشت و طسق طاحونه تتمه را بسركار آقا دهند و اينمعنى را قبيح نميدانند و همين معنى [ را ] كه ما اينقدر كنيز و غلام داريم باعث بزرگى و اعتبار خود ميدانند و با اين معادن و مداخل و عدم مخارج باز ديده شرم پوشيده‌اند . و در اين جزيره دزدى شيوع عظيم دارد و اين عيب ذاتى و فطرى بزرگ و كوچك ساكنان آنجزيره و بمرتبهءايست كه تجار آن در
هامش
( 1 ) - در قرن يازدهم ميلادى آچيه يكى از مراكز مهم تعليمات اسلامى محسوب ميگرديد و دو عارف مشهور همزه فنصورى و شمس الدين سمطرانى پيروان مكتب جلاح در آن شهر مىزيستند . در حوالى سال 1046 ه ق نور الدين بن على الرانيرى صاحب كتاب بستان - السلاطين از هند به آنجا رفت و به اشاعه افكار غزالى پرداخت و تحت نفوذ او تعصبات مذهبى در آن سرزمين جايگزين آزادى فكرى گرديد . ( ر ك به دايره المعارف اسلامى . تحت اسامى ذكر شده . )
سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى ) — صفحة 177 | محمد ربيع بن محمد ابراهيم / عباس فاروقى