وحشت از ما داشتند و آزارى بما نميرسانيدند و يمكن كه اينجزيره همان جزيره [ اى ] باشد كه صاحب عجائب المخلوقات آن را مسمى به جزيره الرامى « 1 » كرده و بشرح آن پرداخته . و ديگر نمود كه بجزيرهء رسيديم كه طائفه مردم جنگلى در آنجا بودند و پاى بزرگى داشتند و همه عريان و برهنه بودند نهايت اعتبار ايشان آنست كه هريك بزرگترند در اعضاى ايشان شكاف كنند چنانچه روى دماغ و عرانين « 2 » ايشان بنوعى شكافته بودند كه جوف آن نمايان بود و استخوان اطراف آن سوراخ كرده حلقهها گذرانيده بودند . و چون صاحب عجائب المخلوقات و صاحب صور اقاليم و صاحب تحفه الغرائب و صاحب نزهت القلوب و ديگران در كتب خود متوجه تفسير اين امور شدهاند و اين ضعيف بىبضاعت نيز بمضمون « من تشبه بقوم فهو منهم » « 3 » ميخواست كه خود را از زمرهء آنان بدين وسيله منسلك گرداند به عرض همين مراتب واقعى اكتفا نموده به احوال جزاير پرداخت .
تفصيل جزاير
. اول جزيره كه از حوالى آن عبور روى داد
جزيره سيلان « 4 » بود كه در قرب كوه سرانديب كه آن را علماء تواريخ به جبل الروهون « 5 » موسوم و در كتب خود مذكور ساختهاند واقعست و مادام كه ملاحان بحوالى آن نروند و آن را نهبينند علم بر طريق و مقصد حاصل نمينمايند و به طرف مقاصد نميتوانند رفت و اينجزيره
هامش
( 1 ) - دربارهء جزيره رامى ، ر ك به تعليقات شماره 47 . عجائب حكايت بالا را از قول ابن فقيه نقل مىكند .
( 2 ) - در متن اصلى عرانيف آمده است كه به عرانين تصحيح گرديد . عرانين بمعنى « استخوان بينى » مىباشد . ( اقرب الموارد )
( 3 ) - ظاهرا مقتبس است از « قل من نشبه بقوم الا اوشك ان يكون منهم » ( نهج البلاغه ) .
دهخدا در امثال و حكم آن را حديث ذكر كرده است .
( 4 ) - درباره نام جزيره ر ك به تعليقات شماره 78
( 5 ) - در متن « دهون » آمده است كه به « روهون »( Ruhun )تصحيح گرديد . مينورسكى مىنويسد كه اين كلمه احتمالا از( Rohana )كه در سانسكريت بمعنى « صعود » مىباشد مشتق گرديده است . ( مينورسكى - حدود العالم . حواشى . ص 194 ) ولى هنديها آن را روهگ( Ruhag )مىنامند .