مشتمل است بر صحارى و اراضى و جبال و جناگل در نهايت سبزى و در آن نهرها و چشمههاى آب شيرين واقعست .
نظم
با نهال جويبارش شاخ طوبى متصل * وز نسيم بوستانش باغ جنت را نشان
و در انمعدن ياقوت از همه رنگ يافت مىشود سيلانى و نيلم « 1 » و بلور « 2 » و الماس و معدن فلزات مانند طلا و سرب و آهن و در جناگل انجا فيل بهم ميرسد و فيل انجا بسيار بزرگ نميشود و فيل طرف هندوستان و ديگر زيربادات از سه ذرع و نيم و فرد اولش اگرچه بسيار كميابست زياده از پنج ذرع نميشود و مذكور مىشود كه در طرف حبش اعظم از آنهاست و فيل انجا [ سيلان ] از دو ذرع و نيم بزرگتر نميشود اما در نهايت مقبولى و خوشصورتى مىباشد « 3 » . و در نسخه [ اى ] به نظر رسيد كه نوشتهاند كه جانور رخ نيز در انجا يافت شده . و در كنار دريا از آنجزيره مرواريد و در توتكرى « 4 » نيز كه بندريست عليحده در حوالى آنجزيره مرواريد او را نيز غوص ميكنند نهايت مرواريد هرجا در برابر گوهر بحرين از حيرت و حسرت آب مرواريد « 5 » بديده آورده و جوهرى
هامش
( 1 ) - ياقوت كبودرنگ كه آن را اروپائيانSapphireمىنامند .
( 2 ) - صاحب جهاننامه درباره بلور مىنويسد : « سنگى معروف است و در جويهاء جزيره سرنديب باشد و از آنجا آرند و اول به هندوستان افتد و از وى نوعى باشد بسپيدى مايلتر اما شفيف او كمتر ، او را به تازى مها خوانند و بپارسى « يخ اندر آب » و واحد را مهاة گويند . » ( جهاننامه .
كتاب ياد شده . ص 97 ) .
( 3 ) - ر ك به تعليقات شماره 69
( 4 ) - توتكرى كه اروپائيان نام آن را بهTuticorinتحريف كردهاند بندرى است واقع در جنوب غربى هندوستان در كنار خليج منار و مقابل جزيره سيلان . نام آن ظاهرا در زبان تاميل از دو كلمهTuttuبمعنى « پراكنده » وKudiبه معنى « مسكن » تركيب يافته است .
( هابسون جابسون - كتاب يادشده . ص 946 ) .
اين بندر كه از زمانهاى گذشته مركز مهم صيد مرواريد بود در سال 1540 به تصرف پرتغاليها درآمد و در سال 1658 هلنديها آن را متصرف گرديدند . در سال 1727 بگفته هاميلتن هلنديها سالانه از صيد مرواريد اين بندر حدود 20 هزار ليره ماليات عايدشان ميشد . جلد اول ص 336 .Hamilton , A New Account of the East - Indies 2 Vols . London . 1744 .( 5 ) - مرض عنبيه چشم كه آن را امروزCATARACTمىنامند .