و ديگر ماهى مگرمچه « 1 » كه فيما بين مردم موسوم به نهنگ و در نهايت بزرگى و زور و قوتست انقدر كه تواند كشتى را بغلطاند ديده نشد و بيشتر اين ماهى در آب شيرين در نهرهاى زير بادات و هندوستان مىباشد و از آن جمله در عرض راه شهر ناو كه از آب شيرين عبور شد مگرمچهى به سنبوكى ملاقات كرده بصدمهء حمله آن را غلطانيده يكى از سياحان عملهء كشتى از سنبوك افتاده او را در ربوده بخندق بلا انداخته بلع نمود .
و من الغرائب در بلاد هندوستان و زيربادات علم دم و افسون و منتر « 2 » نهايت شيوع دارد و در شهر ناو فيما بين سيامان نيز بسيار است كه فيل و سباع جنگلى را بان قيد صيد ميكنند خصوصا همين ماهى نهنگ « 3 » را كه خود ملاحظه نمود كه چون خواهند كه آن را صيد كنند بر سنبوكى نشسته افسون و منترى مخصوص بر برگ گلى خوانده آن را دارند و بر روى آب مىاندازند و از عقب آن بهر طرف كه ميرود ميروند تا بحوالى آن ماهى ميرسد و ماهى مزبور چون آن گل را ديد بر روى آب آمده بدور گل و سنبوك مانند جانورى كه بيهوش باشد ميگردد و ايشان بدون خوف و ترسى ريسمانها انداخته آن را گرفته دهن و دستش را بسته بىآسيب به عقب كشتى مىبندند و از آب آن را برمىآورند و بعضى از سيامان گوشت آن را با آنكه در نهايت تعفن و سختيست ميخورند و مسموع شد كه روغن آن به جهت قولنج نفع عظيم دارد . « 4 » و بعضى در آن علم چنان مهارت دارند كه فيل جنگلى كه در نهايت وحشت است و بايد در دو سه سال آزارها كشيد كه آن را رام نمايند به مجرد ديدن آن در جنگل چنان افسونش ميكنند كه مدتى از فيلهاى آموخته رامتر است و در همانزودى او را آورده به تجار ميفروشند و بعد از
هامش
( 1 ) - در متن اصلى مكرمج آمده است كه به مگرمچه تصحيح گرديد . مگرمچه( Magarmachh )از سانسكريت( Makara - Matsya )در هندى سوسمار آبى ( كروكوديل يا اليگليتر ) را گويند .
( 2 ) - در هندىMantraياMantarبه معنى « ورد » مىباشد سادهترين و مشهورترين منتر نزد هندوها كلمه مقدس اوم( A . U . M )رمز تثليت برهمائى است كه بگفته آنان تلفظ صحيح آنكه فقط با رياضت فراگرفته مىشود اثر مطلوب مىبخشد .
( 3 ) - منظور سوسمار آبى است .
( 4 ) - درباره تسخير سوسمار آبى بوسيله افسون و دربارهء سحر و جادو ر ك به تعليقات شماره 75