ان ملكا موكل بالبحار و يضع رجله فى البحر فيكون منه المدثم يرفع فيكون منه الجزر « 1 » و ممكنست كه آن فرشته كنايه از ماه و رفع رجل آن عبارت از تسامت ضوء و پرتو و عدم آن باشد و الله يعلم بحقايق الاشياء .
و من الوقايع بنوعى كه سابقا عرض شد در حال مراجعت در دريا كشتى به جائى افتاد كه به هيچ طرف ساحل نزديك نبود و مع هذا هيرابه « 2 » بسيار داشت كه آنقدر آبى كه كشتى عبور كند و اگر اندك غافل ميشدند اثرى از كشتى و ساكنان آن نميماند و بعد از يك چندان راه رفتند هرچند خواستند كه جائى بهمرسد كه عمقى داشته باشد .
نظم
كسى نديده فرازش مگر به چشم ضمير * كسى نرفته بشيبش مگر بپاى گمان
كسى بروز سفيد و شب سياه بران * بجز كبودى گردون نديده هيچ نشان
و در ميان دريا جزيره غير معموره و كوه بسيار كه اكثرى سبز و خرم و درختان سر در هم بود ديده شد و در بعضى از آنها چشمهء آب شيرين جارى بود و به آنجا رفته آب برداشتند و با انكه به هيچ طرف يك ماهه راه كمتر بكنار نبود طيور و وحوش بسيار در انجا بودند و در دريا ماهى كه در خلقت غريب و عجيب بود مشاهده شد بعضى مانند حيوانات شاخ داشت و ديگرى به صورت خوك و فيل و ديگرى بشكلى مدوره مانند طبق گردى كه چشمان آن بر وسط چشمش واقع و پشت و شكمش به يكديگر متصل بود « 3 » و ديگرى ماهى كه تخمينا چهل ذرع طول و پنج شش ذرع عرض [ داشت ] .
هامش
( 1 ) - ظاهرا اين قسمت از « خاتمه روضه الصفا » اقتباس گرديده است . ( ر ك ميرخواند . - روضه الصفا . چاپ بمبى . جلد هشتم . ص 1471 ) ولى روايت نبوى در پاسخ سوال ابن عباس ( ر ك . مسند احمد بن حنبل - جلد 5 - ص 382 ) در عجائب المخلوقات نيز آمده است . ( كتاب نامبرده . متن عربى ص 68 . ترجمه فارسى . چاپ نول كشور . ص 154 )
( 2 ) - در متن اصلى خرابه آمده است كه به هيرابه تصحيح گرديد .
( 3 ) - صاحب عجائب المخلوقات ( كتاب ياد شده . ترجمه فارسى . ص 177 ) در ميان جانوران درياى فارس از « ماهى مدور همچون سپر با دمى دراز شبيه به دم مار و بر ميانه دم او خارى بزرگ سرخ همچون عقيق مانند سنگها و اين ماهى منقش است » سخن ميگويد كه احتمالا سفره - ماهى يا نوعىMantaمىباشد .