تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
تواند كرد كه اينمكان غير آنمكانست و اين خليجها همه منتهى و متصلست از يكطرف بمحيط نهايت ارباب سياحت و معرفت باعتبار محاذات و قرب امكنه متفاوته مختلفه و قلت و كثرت عمق و اختلاف طوفان و سكون و شورش درياها و خليجهاى واقعه درين راه را بر هفت قسمت كرده هر قدرى و حصه [ اى ] را مفروض و عليحده دانسته بنام مخصوصى مسمى ميدارند و از بندر مباركهء عباسى الى شهر ناو مساحت كرده هر هفت را يكهزار و سيصد و بيست ليگ كه هر ليگى موافق گفته ايشان قريب بيكفرسخ باشد « 1 » ديده‌اند نهايت اين در وقتيست كه در تمام اوقات باد موافق باشد و كشتى بيك مسير ساير بوده و از يك راه رود اما در حين باد مخالف راه را بسيار اعوجاج داده از طرف چپ و راست كه دخلى به راه ندارد دور ميروند تا آنكه باد موافق آمده باز به راه آيند و به اين سبب مسافت آن دو سه چندان مىشود « 2 » و اين بندگان طى راه دريا را تا مقصد در حين رفتن بسه ماه و چند روز كرده در حين مراجعت به پنجاه و نيم نمودند و حق اينست كه بر وفق آيه وافى هدايه « سخر لكم الفلك لتجرى فى البحر بامره » « 3 » سفر و حركت دريا بدست قادر ذو الجلال و مهيمن متعال در وقتى كه خواهد كشتى را در شبانه‌روزى قريب به صد فرسخ و زياده به راه ميبرد و اگر نسيم عنايت سبحانى شامل حال كشتىنشينان بحر توكل نگردد در عرض سالى قدمى نميرود و طغيان و هيجان و جزر « 4 » و مد دريا نيز در رفتار آن دخيلست چه اگر مد و طغيان موافق به طرف مقصود باشد و باد هم نباشد قدرى كشتى را به طرف مقصود ميبرد و اگر بر خلاف آن باشد هرچند باد موافق آيد نفعى نكرده اگر نهايت طغيان دارد به طرف خود ميكشد و مانع از رفتار كشتى بر وفق خواهش ميگردد تا
هامش
( 1 ) - ليگLeagueواحد مسافت معمولا برابر با سه ميل دريائى و هر ميل دريائى 2 / 1853 متر است . ( 2 ) - درباره مسافات « حسابى » و « تجربى » ر ك به فصل 6 از « رساله قلاده الشموس و استخراج قواعد الاسوس » . تأليف سليمان المهرى . طبع دمشق . 1972 م ( 3 ) - ظاهرا اشاره است به آيه 11 سوره 44 ( الجاثيه ) :« اللَّهُ الَّذِي سَخَّرَ لَكُمُ الْبَحْرَ لِتَجْرِيَ الْفُلْكُ فِيهِ بِأَمْرِهِ ». ( 4 ) - در متن اصلى جزر با « ذال » نوشته شده كه در همه جا به « زاء » تصحيح گرديد .
سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى ) — صفحة 158 | محمد ربيع بن محمد ابراهيم / عباس فاروقى