كه چه كسى آب آورد « 1 » و محل دادخواست دستور است كه احدى به شاه اول مرتبه به جهت مطلبى عرضه ندهد جهت اينكه از براى هر كار سردار و وزيرى تعيين شده بايد اول به آنها بگويند و اگر او به عرض نرساند و كار نسازد بىجهت موقوف دارد بعد از آن شاكى شده « 2 » در آنجا نشيند و در همان ساعت كه جمعى در آنجا موكل ميباشند آمده آن را به عرض رساند پس از تحقيق اگر حرف و مطالب حسابى داشته بىجهت صاحب ديوان موقوف نموده باشد صاحب ديوان را بقصاص رسانند و الا كه حرف او خلاف درآيد او را تنبيه مينمايند و اينمراتب نيز در اوان اقتدار اين وزير بر طرف شده و احدى جرات عرض اينمراتب ندارد .
تفصيل مداخل سلطان سيام
چون شيوه و رسم محرران است كه بعد از اتمام فهرست دفتر مطلب بتحرير نسخه مداخل و مخارج « 3 » پردازند پس اگر اين بيقدر نيز مجمل مداخل و مخارج سلطان سيام را بعد از وضع حشويات و ملاحظه نسخه تفاوت و نقصان جمع آن را تفصيل و ببار برآورده داخل نسخه معروضه سازد [ مفيد ] ميتواند بود . خلاصه آنكه چنان نيست كه در ملك سيام املاك اربابى « 4 » با جمع و بنيچه « 5 » دستور و معمول باشد بلكه همه انولايت مشتمل بر صحارى چنديست كه اگرچه باعتبار بلندى اراضى آب رود به آنها نمىنشيند اما باعتبار كثرت امطار وافره در عرض سال مطلقا به جهت كشت آنها محتاج به آن رود نيز نيستند و تمام خالصه است و با اين وضع اگر در آن املاك كشت و زراعتى كنند بثلث و
هامش
( 1 ) - اين امر موجب شگفتى اغلب خارجيانى كه از سيام ديدن كردهاند قرار گرفته است مثلا تاشارد نقل مىكند كه دو نفر از معتبرين سيام كه پادشاه آن كشور براى گفتن خيرمقدم به سفير فرانسه نزد او فرستاده بود « پس از پايان مذاكرات به محض اينكه روى قايق خود قرار گرفتند شروع به نوشتن هرچه كه ديده بودند و هرچه كه به آنها قبل از عزيمت گفته شده بود نمودند . » ( تاشارد . كتاب ياد شده . كتاب 3 ص 169 )
( 2 ) - كذا فى الاصل .
( 3 ) - در اينجا جمله « بردارد آن ديار » كه اضافى به نظر ميرسيد حذف گرديد .
( 4 ) - عمده مالك .
( 5 ) - جمع در اصطلاح مالياتى دوران صفوى به معنى مال الاجاره زمين زراعى است و بنيچه سهم هر زارع از ماليات ده كه يك جا تعيين و بين زارعين سرشكن ميگرديد .