تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
كس رفته ميگردند و درختان كهن را قطع ميكنند بعضى اوقات ارهء گمانشان قطع شجر مقصود كرده از ميان درخت مقطوعه عود مىيابند و بعضى از آن درختان كه هنوز چوبش خشك نشده است و مشخص شد كه در او عود هست آن را قطع كرده در زير خاك پنهان ميكنند تا بخشكد و از جوف آن عود برمىآورند و الا اگر خشك است شكسته عود را جدا ميكنند و عود آن مكان بر سه قسم است آنچه در ميان شاخ درختان بهمرسيده و سنگين و پخته « 1 » و رسيده است سر و ديگر كمر و ديگر خورده پاست و در قيمت اختلاف عظيم دارد « 2 » و در اوايل ايشان قدر و قيمت آن را نميدانسته‌اند و رايحه اعتبار آن بدماغشان نرسيده بود و به اين اعتبار تجار انتقاع ميبرده‌اند و آقا محمد بمبلغى آن مكان را اجاره نموده بسركار او ميداده و بعد از فوت او درين اوان بوى قدر و قيمت آن بمشام جانشان نرسيده محبت قدر و قيمت آن را مجمر صفت در دل خود جا داده خود بضبط آن پرداخته‌اند و به اطراف و اكناف فرستاده ميفروشند و فرد اولشى را از قرار يك من به وزن شاه سه تومان مبيع مىنمايند و شايد سالى كه خوب ضبط آن جنگل نمايند چهارصد پانصد من عود از همه بابت به حاصل آيد . و ديگر از آن جمله بقم است و بقم « 3 » در جناگل آن ولايت بسيار وافر است و قدر و قيمت
هامش
( 1 ) - در اصل ريخته نوشته شده كه به پخته تصحيح گرديد . ( 2 ) - تحفه المومنين نيز كه در زمان شاه سليمان به رشته تحرير درآمده است درباره عود مينويسد : « عود اسم جنس چوب و شاخ اشجار است و به اصطلاح اطباء مراد چوب درختى است كه از جزاير چين و هند خيزد و گويند بعد از قطع درخت مخصوص مدتى در زمين دفن ميكنند تا به صفات مذكوره متصف شود و آنچه زياده از خاك مانده باشد سست و سبك و متقشر مىباشد . بهترين او سياه و صلب و براق و خوشبوى و تلخ است كه در ته آب نشيند . . . . . و هرچه بر روى آب ايستد فاسد است . ( محمد مؤمن حسينى ، تحفه المومنين ( تحفه حكيم مومن ) . تهران 1338 ص 188 ) ( 3 ) - بقم يابكم « چوبى باشد سرخ كه رنگرزان بدان چيزها رنگ كنند » . ( برهان قاطع معين ) شليمر از دو نوع بقم ياد مىكند . بقم قرمز( Sapan Wood )محصول ژاپن ( ص 80 ) و بقم بنفش( Logwood )كه « در ايران فقط براى رنگ به كار ميرود » . ( ص 309 )Schlimmer , Terminologie Medico - Pharmaceutique , Tehran . 1874
سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى ) — صفحة 148 | محمد ربيع بن محمد ابراهيم / عباس فاروقى