ثلثان عمل ميكنند « 1 » و با اينحال وزير حال بدعت بسيارى كرده و كار بر مردم آن ديار تنگ نموده چنانچه مكرر عرض شد كه كار مردم انولايت بسنبوك و ناو است و هر ضعيفه [ اى ] ناوى به جهت تحصيل آسايش جان خويش بر روى آب روان ساخته بدان مدار ميگذراند و در هر جا چند راهدار تعيين كرده كه از هر سنبوكى مبلغى بگيرند و از كشت و زرع بجز برنج كه اغلب خوراك مردم آن ديار است زراعتى ديگر در انولايت كمتر است و ديگر محصولى به غير بساتين و باغات چيزى حاصل سركار او نميشود و كلى مداخل آن از چند راهست كه كما فصلت تفصيل ميدهد .
يكى از آنها فيل است و فيل در انولايت بسيار و از آن سرحد بملك دكن و بنگاله چون نزديكست و سكنه هندوستان پاى دل خود را بدست آوردن زنجير محبت داشتن فيل مقيد كرده از گرانىها تن به داء الفيل داده خود را بسوارى آن محتاج كردهاند و هر ساله سوداگران آمده امتعه باب انولايت آورده در عوض فيل گرفته مىبرند و از سركار او نيز هر ساله چند زنجير فيل بانولايت برده ميفروشند و هر ساله از جناگل « 2 » آنجا فيل بسيارى قريب بسيصد چهار صد زنجير گرفته در آن سركار رام كنند و چون قابل سوارى شده ميفروشند و در اوايل از امكنه ديگر فيل بهندوستان كم مىآوردهاند و مردم آنجا نيز وسعتى داشته بسيار نگاه ميداشتند « 3 » اما حال چند سالست كه بنا
هامش
( 1 ) - تعيين تقسيم محصول به نسبت 3 / 1 و 3 / 2 بين زارع و مالك ( ديوان )
( 2 ) - كذا فى الاصل . كلمات فارسى را به صورت جمع عربى درآوردن در نثر صفوى بسيار معمول بوده است .
( 3 ) - ابن بطوطه درباره شهر قاقله مينويسد كه در آنجا فيل « بسيار است و از آن به منظور سوارى و باربرى استفاده ميكنند . هركس فيل خود را بدر خانه ميبندد و هر صاحب دكانى فيل خود را در كنار دكان مىبندد و هنگام رفتن به خانه سوار آن مىشود و بار خود را نيز بر آن ميگذارد » ( سفرنامه - ترجمه فارسى . ص 656 )