و سبب تن دردادن ايشان به همه زجر آنست كه ايشانرا پاى فرار نيست و از دو طرف دريا و از راه خشكى جنگل و از دريا بدون كشتى و آذوقه و رخصت نميتوانند رفت و از خستگى بجز آنكه طعمه سبع شوند ايشانرا گريزگاهى نخواهد بود لهذا گردن به طوق اين زجر گذاشته بسر مىبرند .
ع . جان كافر به سختى ارزانى دستور حكمفرمائى خواه امور ملكى و خواه كارهاى ضرورى روى دهد و هركس عرض كند بايد شاه حكم به جانگ ونگ « 1 » كه مانند يساول صحبت « 2 » است فرمايد و او به مهارت لك « 3 » كه خدمتكار حضور است و مهارت لك به مهارت تائى « 4 » گويد و هريك در آن باب به يكديگر به خط خود نوشته در آن باب گرفته و به دست هم ميدهند و آخر آن نوشته را كه در چند جا هريك به جهت خود ثبت كردهاند به مهارت تائى كه مانند قاپوچى است و دربان داده مومىاليه آن نوشته را به سال لوك كون « 5 » يعنى كشيك خانه آورده به نويسندگان داده آن نوشته را در دفتر ثبت كنند و هرچند كارى سهل باشد و بعد از آن مجرى دهنده و به هركه نسبت دارد فرمايند . و دستور ديگر آن است كه چند نفر واقعهنويسانى كه دارد در تمام روز و شب حاضر بوده ملاحظه نمايند كه شاه با هركس چه ميگويد و او چه در جواب عرض مىنمايد هرچند حرف متعارف باشد و آنچه در شب و روز در خدمت او گذرد اگرچه همه آب آشاميدن باشد بنويسند
هامش
( 1 ) - در نسخه خطى جاوئك آمده است كه به جانگ ونگ( Jang - Vang )تصحيح گرديد .
( 2 ) - درباره يساول صحبت ر ك به تعليقات شماره 68
( 3 ) - در متن خطى مهالك نوشته شده كه به مهارت لك( Mahart Lek )تصحيح گرديد .
( 4 ) - در نسخه اصلى مهتائى نوشته شده كه به مهارت تائى( Mahart Thai )تصحيح گرديد
( 5 ) - در متن « صاله لكون » نوشته شده كه به « سال لوك كون »( Sala Look Khun )تصحيح گرديد .
ظاهرا سال ماخوذ از پرتغالىSalaبمعنى « تالار » است و « لوك كون » در سيامى بمعنى قاضى ( يا عضو ژورى ) مىباشد .